بی نزاکتی دیپلماتیک
حکومت فعلی افغانستان با خواست مردم این کشور و حمایت های مستقیم و غیر مستقیم ایالات متحده ودیگر هم پیمانش روی کار آمد و به حیات سیاسی خود ادامه می دهد. این کشورها کمک های کلانی را به افغانستان اختصاص داده اند؛ هر چند که این کمک ها خیر خواهانه نبوده است و در راستای منافع آنها هزینه شده است، با این وجود، امریکا به عنوان شریک استراتژیک ا فغانستان می تواند نسبت به کاستی ها و ندانم کاری ها و کم کاری انتقاد داشته بادشد و آن را به مقامات افغانستان گوش زد نماید. سفری اخیر اوباما به بگرام و نرفتن او به کابل احتمالا در همین راستا بوده است؛ به این معنا که او خواسته است، به صورت آشکار، نارضایتی خود را از شرایط موجود به کرزی و حکومت او ابراز دارد. ولی این اقدام را نمی توان اقدامی درستی ارزیابی کرد زیرا: در قدم اول شکاف بین حکومت افغانستان و امریکا را عمیق تر می کند چیزی که به سود طالبان است. در ثانی، وانمود می کند که گویا افغانستان تحت اشغال است و حکومت دست نشانده امریکا قدرت را در دست دارد، لذا امریکا هرگونه که خواست عمل می کند، یعنی همان ادعای که طالبان مطرح می کنند؛ تا احساسات وطن پرستی افغان ها را تحریک کنند و مردم را بشورانند که البته در این امر چندان موفق نبوده اند. در حالی که بسیاری از مردم افغانستان بر این باورند که نیرو های خارجی با مجوز سازمان ملل به این کشور مستقر شده اند تا با کمک افغان ها علیه تروریسم مبارزه کنند. تروریسمی که منافع هر دو طرف را تهدید می کند. به عبارت دیگر، فرایند موجود را افغان ها نوعی همکاری بین المللی ضدر تروریسم می دانند که مرکزثقل آن افغانستان است، نه افغانستان اشغال شده که خارجی ها هر طور که دلش خواست رفتار کنند. بنا بر این، سفراخیر اوباما به بگرام و امتناع او از سفر به کابل، خارج از عرف دیپلماتیک بود و می توان آن را بی نزاکتی در عرف بین المللی دانست؛ هر چند که این حرف به معنای دفاع از کار نامه ضعیف آقای کرزی نیست.