عبور
بخش بزرگی از تحلیلهای سیاسی در کشور ما، اینهمانی، سطحی و پوپولیستی است. این، چنین کرد، چون او، آنچنان کرد، بدون اینکه برای چرایی این عوامل، از عناصر دانش سیاست بهرهجسته شود و در ظرف علم سیاست الک گردد. این تحلیلهای سطحی بیشتر به توصیف گفتار و رفتار معدود افرادی میپردازند که باقدرت رابطه خویشاوندی مادم العمر پیدا کردهاند. آنان نیز به نوبه خود چیزی از دانش و هنر سیاستورزی نمیدانند؛ دانش و هنر آنان برای پیدا کردن راه حل معضلات کشور، برای اداره مملکت و در راستای منافع کشور نیست؛ هنر آنان، برای پر کردن جیب و تاراج اموال و سرمایههای ملی و تأمین منافع شخصی است. آنان به لطف رابطه خانوادگی یا قساوت و بیرحمی، به دلیل ناآگاهی مردم و در شرایط نامتعادل، خود را بالا کشیدهاند، از خون غریب و بیچاره ارتزاق کرده و سرمایههای افسانهای بدست آوردند و اینک خود را ارباب مردم و صاحب مملکت میدانند. تا زمانی که دستی در قدرت و نقشی در یغماگری داشته باشند، تمام امور بر وفق مراد است و شرایط کاملا ایدهآل؛ از انبوهی گرسنگان و از لشکر بیکاران خبر ندارند. همین که این فرصت از آنان سلب شد یا خود را در معرض تهدید احساس کنند، در نقش مدافع قوم، پاسدار ارزشهای جهاد یا منجی ملی، ظاهر میشوند و خود را مبارز راه آزادی، عدالت و نفی تبعیض میخوانند؛ واینکه قدرت و سیاست به انحراف کشیدهاست و مملکت ممکن است به آشوب کشیده شود. بنابه دلایلی، افرادی هم به حمایت از آنها هورا برمیکشند، بدون اینکه بپرسند تا دیروز کجا بودید؟ دستاوردهای شما، طی سالهای گذشته چه بودهاست؟ برنامههای شما برای آینده چیست؟ چرا تا دیروز این حرفها را نمیگفتید؟
به نظر، اینک زمان عبور فرا رسیده است. میبایست، مردم سیاستورزی و اداره مملکت را به فرهیختگان و دانایان سیاستورز بدهند نه خانان و خاندان سیاستزده؛ و به این ترتیب از سیاست خانواده محور و فردمحور، بسوی سیاست حزبمحور و برنامهمحور عبور کنند و این مستلزم آن است که نخست، خطدهندگان و روشنگران ردای قبیله را درآورده و به کناری بنهند و از سطحینگری و گرایشهای پوپولیستی عبور کرده، به دانشمحوری و خردورزی روی آورند، در غیر آن، نباید از بدی روزگار، شکوه کنند.