هدف واحد و ابزار بینهایت
عرصه سیاست، عرصه مدیریت، تعامل، دیپلماسی، گفتوگو، مذاکره و بدهبدستان برای تامین منافع جمعی است که در مواردی لازم است، انعطاف نشان داده شود و در مواردی دیگر، سرسختانه باید مقاومت کرد. بنابراین، اگر در آن شیوهها، اصول سیاستورزی و عقلانیت، برای نیل به منافع همگانی مدنظر قرار گیرد، بازنده مطلق و برنده مطلق معنا ندارد. پس نمیتوان گفت اصولا، تعامل بد است و مذاکره مردود است یا مقاومت و بستن درها بر روی گفتوگو، مطلقاً مطلوب است؛ چرا که خود تعامل، معامله و مذاکره یا مقاومت موضوعیت ندارد؛ بلکه آنچه موضوعیت دارد منافع مردم است نه چیز دیگر. به عبارت دیگر در این عرصه یک هدف است و بینهایت ابزار برای رسیدن و برآورده کردن آن؛ لذا نباید ابزار را به جای هدف اشتباه گرفت. پس اگر در مواردی مذاکره و انعطاف، برای سود و تامین منافع جمعی لازم باشد، بیباکانه باید آن را انجام داد و نباید از شعارهای پوپولیستی هراسی بر دل راه داد؛ اما اگر مذاکره و انعطاف به ضرر مردم باشد و معامله، معامله غرری باشد، میبایست از آن پرهیزکرد و راه مقاومت دلیرانه را در پیش گرفت. بدیهی است که تشخیص این مهم، تنها با عقلانیت سیاسی و محاسبه منطق جمعی، میسر است.