از بینش علی تا منش خوارج
امام علی را میتوان با حکمتورزی در اندیشه و عدالتورزی در سیاست تعریف کرد؛ اما او این دو گفتمان را با مصلحتورزی که شیوهای از تعامل سازنده و مبتنی بر تساهل و تسامح است درآمیخت و از واقعیتهای عینی و مصالحعلیای جامعه، دمی غفلت نورزید و در کارنامه خود در موقعیتهای مختلف عاقلانهترین و عادلانهترین رفتار را به منصه ظهور رسانید. وی، بخاطر مصالح جامعه و امت اسلامی، بر سر قدرت با دیگر خلفای راشده نه تنها سرستیز، منازعه و مخاصمه نداشت، بلکه در زمینههای... مختلف، نزدیکترین و صمیمانهترین همکاری را به خرج داد؛ ولی زمانی که عدالت به سخریه گرفته شد و اشرافی گری و فساد در جامعه، دامن گسترانید با آن مماشات نکرد و قاطعانه ایستاد.
اینک که هرکس خود را شیعه علی بخواند؛ اندیشه، گفتار و رفتارش فاقد عناصری از حکمتورزی، عدالتمحوری و مصلحتجویی باشد و به جای اهتمام به عدالت، نفی تبعیض و برآورده شدن حقوق محرومان از هر طیفی؛ دست به اختلافات و جدالهای بیحاصل مذهبی بزنند و نابخردانه به بزرگان و مقدسات پیروان دیگر مذاهب، به هرنحوی، توهین روا دارد، به رغم گفتارش او را نمی توان شیعه علی دانست چرا که هیچ سنخیتی با بینش و منش علی ندارد. چنین افرادی، خوارج عصر ما هستند که در عین خشکمغزی و با ادعای حقگویی و حقیقتجویی، میخواهند دست به فتنه مذهبی بزنند.