تلخ و شیرین

زندگی معجونی از تلخی‌ها و شیرینی‌ها است. چه خوب بود که پس از هر تلخی، شیرینی اتفاق می‌افتاد٬ تا اثر تلخی را می‌زدود٬ ولی٬ طبیعت قانون خود را دارد آن گونه که آدم می‌خواهد چیدمان رویدادها صورت نمی‌پذیرد. گاهی شیرینی‌ها پشت سرهم است، گاهی تلخی‌های و گاهی هم ترکیبی یا ترتیبی است.
هفته گذشته شورای علمای افغانستان بیانیه‌ی در مورد زنان صادر کرد که همان تفکر طالبان را بازتاب داد. در آن بیانیه آمده است که «زن بدون همراه داشتن محرم نمی‌تواند بیرون برود» افراط گرایی تا کجا؟ به راستی این سخن کجایش با عقل و دین سازگار است؟!  ناراحت شدم که چرا ما افغان‌ها این قدر شوق رفتن به قهقرا داریم؟ چرا هر سطحی نگری را به پای اسلام می‌ریزیم؟ چرا در باب برداشت‌ها و قرائت‌های دینی بیش‌تر نمی‌اندیشم و همه‌ای ابعاد قضایا را مد نظر قرار نمی‌دهیم؟ به هر ترتیب این بیانیه کامی بسیاری را تلخ کرد. اما، ناراحتی فایده ندارد، باید برای آزادی، عقلانیت و خرد باوری مبارزه کرد. قصد توهین به شورای محترم علما را ندارم؛ ولی، نباید گذاشت سطحی‌نگران کم مایه خود را به عنوان نماینده و سخنگوی اسلام و دین جا بزنند. دین اسلام دینی زندگی است، داری منطق است. از دید اسلام زن انسان است نه ابزار. نباید از یاد برد که مبارزه نیز دارای تلخی‌ها و شیرینی‌هاست.
هفته گذشته ظاهر هویدا در گذشت، هر چند سن سالی از وی گذشته بود با این وجود، سفر وی به دیار باقی برای اهالی هنر افغانستان درد ناک بود. البته در همان هفته یک زن افغان که مدیر یک رادیویی محلی در قندهار است، در امریکا جایز شجاعت گرفت و این باعث خوشحالی بود.
پنجشنبه 8 مارس که روز زن بود می‌خواستم مطلبی در باره زنان بنویسم اما نشد. شب خسته به خانه بر گشتم پاسی از شب بود که خبر در گذشت سیمین دانشور بانوی اهل فرهنگ و ادب ایرانی را شنیدم. وی از پیشتازان ادب، در عرصه شعر و داستان بود. معروف‌ترین اثر داستانی وی «سو و شون» است. چه تصادفی! روز جهانی زن و در گذشت یک زن برجسته. چه قدر نا راحت شدم. هنوز هم هستم. سیمین همسر جلال آل احمد بود. جلال برای قافله ادب ناشناخته نیست.
امروز هم که یک سرباز روانی امریکایی٬ شانزده نفر غیر نظامی بی گناه افغانی را کشته است. هرچند این حادثه بسیار ناگوار و دردناک است با این وجود باید از هرگونه واکنش غیر منطقی خود داری کرد.

بادی

ملتی که نتواند نفع و ضررش را تشخیص دهد، همواره در منجلاب عقب‌ماندگی و بیچارگی دست پا خواهد زد و به جای پیش رفت عقب گرد می‌کند. حکایت افغان‌ها چنین است. همیشه احساسات افغان‌ها نسبت به عقلانیت ایشان چربیده است. دور اندیشی در عمل و عکس‌العمل این مردم چندان جای ندارد. به این دلیل است که افغان‌ها راهی را که باید نروند، می‌روند و از رفتن به مسیری که خیر و صلاح ایشان در آن است سر باز می‌زنند. به راستی چرا افغان‌ها قادر نیستند نفع و ضرر خود را تشخیص دهند؟! این معمای است که راه حلی برای آن پیدا نشده است. جای تردید نیست که خشونت به نفع دشمنان افغانستان و به ضرر مردم آن است. این که چرا اندکی نمی‌اندیشیم؟!  با زهم در پاسخ باید حرف‌های قبلی را تکرار کرد. در افغانستان اصطلاحی است به عنوان «باد دادن» که معادل اصطلاح «هندوانه زیر بغل گذاشتن» ایرانیان است. در افغانستان، برای باد دادن، ضرب‌المثلی وجود دارد که می‌گوید: «جاهل را یک کوه زر نده یک کوه باد بده» با وجود چنین ضرب‌المثلی، در مواردی، افغان‌ها را به آسانی می‌شود باد داد و هندوان زیر بغلشان گذاشت. آدم یا آدم‌های که تحت تأثیر باد دادن قرار می‌گیرد/ می‌گیرند، «بادی» می‌گوید. راستی ما افغاها چرا بادی هستیم؟! آیا دور اندیشی در مقایسه با بادیگری بهتر نیست؟

ارزش‌ها

در طول چند روز گذشته، عده‌ای از هم وطنان در واکنش به عمل بی خردانه‌ی اهانت به ساحت قران مجید تظاهرات کردند. تظاهرکنندگان شاید دو نکته را در نظر گرفتند: حمایت از ارزش‌ها و غیرتمندی به آن.
پاس داشت ارزش‌ها کاری نیک است، ولی، باید گفت اعتراض بدون خشونت نیز امکان پذیر است. پس همان قدر که احترام و پاس داشت ارزش‌ها ارزش است، خشونت ضد ارزش است لذا با ضد ارزش نمی‌توان از ارزش‌ها دفاع کرد. قرآن در مقام ارزش گذاری، کتابی بی‌مانند است لذا می‌طلبد که از قران به صورت حکیمانه، عالمانه و به عاقلانه‌ترین روش ممکن، دفاع کرد، نه دفاعی که بر خلاف آموزه‌های قرآن است.
در باره غیرتمندی هم باید گفت، غیرت تک ساحتی، غیرت متعصابنه و جاهلانه است. غیرتمندی باید همه جانبه باشد، هر چیز که برخلاف شأن انسانی، اسلامی و افغانی باشد، نباید از کنار آن به آسانی گذشت و البته واکنش نیز باید عاقلانه و خردمندانه باشد، همان گونه که در برابر اهانت به قرآن از خود غیرت نشان می‌دهیم، در برابر بی حرمتی و مخدوش شدن کرامت و شخیصت و هم وطنان هم می‌بایست غیرتمند بود. شب قبل از تظاهرات، رسانه‌ها تصاویری بسیار تکان دهنده از بیجا شدگان در کابل منتشر کردند. در آن تصاویر نشان داده شد که در هوای برفی و چندین درجه زیر صفر کابل، عده‌ای از هم وطنان در زیر خیمه‌ها زندگی می‌کنند. پس از انتشار این تصاویر، کسی خم بی ابرو نیاورد و هیچ آهی از کسی بر نخواست که ‌ای مسلمانان! بیاید، دست به دست هم دهیم و برای کمک به عده از مسلمانان هم وطن که در این هوای سرد زمستان، در زیر خیمه‌ها یخ می‌زنند، کاری کنیم. در نتیجه هیچ کس و هیچ نهادی نسبت به رفع مشکل و یا حد اقل جمع آوری اعانه برای آنان اقدامی نکرد و صدای بلند نشد، تنها وزیر مهاجرین به ابراز تأسف بسنده کرد. این می‌رساند که افغان‌ها مسلمان و غیرتمندان تک ساحتی هستند. پیامبر گفته است، اگر مسلمانی به فکر مسلمان دیگر نباشد که بر او چه می‌گذرد، مسلمان نیست. به این ترتیب، از دید پیامبر اعظم، مسلمانی تک ساحتی، مسلمانی نیست.