خریداری که فقط می خواهد بخرد...
پاسخ خون بار دیروز طالبان، به نالههای جانکاه و همیشگی صلح طلبانه حکومت افغانستان و امریکا.
بگذارید، مثالی بزنم. اگر قرار است معاملهای مانند بیع انجام شود، در قدم اول میبایست فروشنده و خریداری برای این عمل آمادگی داشته باشند. در ثانی، ارادههایشان نسبت به هدف معین تلاقی پیدا کند تا این عمل حقوقی شکل گیرد.
حال اگر دو نفر باشند، یکی خود را خریدار معرفی کند و خواهان معامله با طرف مقابل باشد، دیگری بگوید من اصلاً نمیفهمم تو چه میگویی و چه میخواهی؛ در این صورت، این فردی به ظاهر خریدار، دچار توهم است و مناسبات خود را نمی داند.
بر فرض که به صد زحمت منظورش را به طرف مقابل بفهماند و بگوید، من خریدارم، فلان چیز را میخواهم از تو بخرم، طرف مقابل بگوید من اصلاً فروشنده نیستم و چیزی نمیفروشم، در این صورت اگر خریدار با زهم اصرار کند، مسلم هم طرف مقابل هم دیگران به عقل خریدار شک خواهند کرد.
اگر خریدار دستبردار نباشد و طرف مقابل، دهان و دندان چنین خریداری را خرد کند؛ و بگوید برو گم شو اعصابم را خورد کردی؛ اما، خریدار باز به اصرار خود ادامه دهد، بی تردید چنین شخصی مسلماً یا دیوانه است، یا منظور دیگر دارد. مثال صلح حکومت افغانستان و امریکا در برابر طالبان، شبیه این مثال است.