ثبات و امنیت از دیر باز نقش تعیین کنندهای، در عرصه سیاست
و حکومت داشته است. در دنیای جدید، ثبات بستر توسعه، مادر پیشرفت و کلید رفاه
محسوب میشود. فقر درهمتنیده با نا امنی و نبود ثبات است. سرمایه گذاران در پی
امنیت هستند و مغزها که خود سرمایه زی قیمت و در عین حال آفریننده آن است در
جستجوی ثبات هستند. در شاخصهای توسعه و جذب سرمایه، ثبات همواره از شاخصهای عمده
محسوب میشود. مؤلفههای بیشماری، در مقوله ثبات و امنیت دخالت دارد. در به وجود
آوردن و پایداری آن فاکتورهای و جو دارد که درست، فقدان آنها، در شکننده بودن یا
فقدان ثبات صادق است. این مؤلفهها را در یک دسته بندی کلی میتوان به خارجی و
داخلی و مؤلفههای داخلی را نیز میتوان به مؤلفههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی،
فرهنگی و محیطی تقسیم کرد. در میان مؤلفهها سیاست، حق مدار بودن و انتخابگر بودن
مردم و آشنایی آنها با این حقوق را میتوان دارای نقش محوری دانست. این حقوق در
قالب انتخابات تجلی پیدا میکند. انتخابات، اگر نماد مردم سالاری دانسته شود و به
یک موجود زنده تشبیه گردد، شفافیت و عادلانه بودن، به منزله اعصاب و قلب آن است که
به انتخابات شخصیت، جوهره، مشروعیت و اثر بخشی میبخشد. در انتخابات شفاف، این رای
مردم است که تعیین کننده است، مردم
نقش خود را در اداره سرنوشت خویش و مدیریت کشور خود متبلور میبیند. زمامداران را
بر خواسته از آرای خود و حاکمیت را دارای مشروعیت مردمی میبیند. به این ترتیب،
پیوندی ناگسستنی بین حاکمیت و ملت ایجاد میشود، امری که ثبات پایدار را به همراه
دارد. به این دلیل است که، جوامع پیشرفته، به خصوص، نظامهای پارلمانی اگر کوچکترین
تزلزل در ثبات خود احساس کند، بی درنگ، به دامن امر ثبات آفرین؛ یعنی انتخابات
پناه میبرند.
در سال 2012 یونان،
وقتی ورطه ورشکستگی اقتصادی نزدیک شد به دنبال آن بی ثباتی سیاسی نیز به وجود آمد. یونان برای که بتواند از زیر بار این
بحران بر آید و همچنان عضو اتحادیه اروپا باقی بماند انتخابات زودهنگام برگزار کرد
که در آن هیچ حزبی رای اکثریت را نتوانست به دست آورند، بنابر این ظرف یک ماه
انتخابات مجدد بر گزار شد؛ یعنی در یک سال و ظرف کمتر از یک ماه دو انتخابات
برگزار شد و از این طریق، این کشور توانست بر بی ثباتی غلبه کند. به این ترتیب، در
جوامع پیشرفته، به انتخابات، به منزله عنصر بی بدیل تأمین کننده ثبات و امنیت
نگریسته میشود.
عکس قضیه نیز صادق است؛ یعنی اگر در
انتخابات نقش مردم، نادیده انگاشته شود، از حضور مردم به صورت سمبولیک و صوری بهره
گرفته شود و انتخابات ناسالم، غیر شفاف، نا عادلانه همراه باشد؛ این امر نه تنها
هیچ اثری ندارد بلکه انتخابات به منزله موجود فلجی میماند که وبال گردن خانواده
میشود که در اینجا ملت نامیده شود، انتخابات غیر عادلانه همراه با تقلب و تخلف میتواند
جامعه و کشو را به ورطه سقوط بکشاند، بحرانهای ویرانگری را پدید آورد.
انتخابات 1991 الجزایر که در آن اسلام
گریان به خصوص «جبهه رستگاری اسلامی» پیروز شد، اما نتیجه انتخابات پذیرفته نشد.
پیامدهای آن، خشونتها و جنگهای داخلی خونین و مصیبت باری، برای این کشور به
همراه داشت. جنگ داخلی که بیش از یک دهه طول کشید و گفته میشود که در نتیجه آن
200000 هزار نفر کشته شد.
بحران کنونی مصر
نیز بحران ناشی انتخابات و عدم شفافیت است که اسلام گریان شفاف عمل نکردند با
تزویر و فریب رای بدست آورند و در عین حال اکثریت این رای بسیار ناچیز بود، بنابر
این، شفافیت انتخابات از اساس مخدوش بود و لذا مردم به خیابانها آمدند و خواهان
پس گرفتن رای خود شدند و سرانجام نظامیان، با سوء استفاده از قضایای پیش آمده، از
طریق یک شبیه کوتاه قدرت را در اختیار گرفتنند و اینک مصر با یک چشم انداز مهم
روبرو است و هر روز بر دامنه نا امنی و بحران افزوده میشود.
بنابر این از آنچه گفت شد میتوان قاطعیت گفت، سلامت
انتخابات ثبات و امنیت را به همراه دارد و تضمین کننده آن است، چنانکه تقلب و مخدوش
بودن آن بحران زا و بحران آفرین است.
افغانستان، سال، آینده انتخابات ریاست جمهوری بسیار حساسی
پیش رو دارد. بدون تردید، این انتخابات، میتواند سر نوشت افغانستان را رقم زند و
این کشور، با اثر پذیری از این انتخابات میتواند دچار تغییر بنیادی گردد. اگر این
انتخابات سالم و شفاف بر گزار شود، ثبات کشور بیمه خواهد شد، امنیت بیش از پیش
حاکم خواهد شد، امید مردم به آینده روشنتر بیشتر خواهند شد، هراس افگنان و
تروریستها که همواره تسلط بر قدرت را از راه تغلب میبیند، برای همیشه مأیوس خواهند.
در این صورت است که سرمایه گذاران خارجی و داخلی به بازار افغانستان بیشتر دل گرم
خواهند شد و نتیجه آن شکوفایی اقتصادی خواهد بود. اگر انتخابات غیر عادلانه همراه
با تقلب باشد، بدون تردید، کشور، بار دیگر، دچار واگرای، هرج و مرج و منازعات بی
پایان خواهد شد و بحرانهای فزایندهی را در پیش رو خواهد داشت. بنابراین، باید
گفت؛ کسانی که احیاناً تفکر تقلب و مهندسی انتخابات را بر سر میپرورانند، باید
بداند که این امر کمتر از کودتای هفت ثور کمونیستها، ویرانگری مجاهدین و سیاه
روزی که طالبان برای افغانستان به بار آوردند، نخواهد بود. ثبات و امنیت آینده
افغانستان در گروه انتخابات سال آینده است. کسانی که در صدد مخدوش کردن این
انتخابات است، در حقیقت دشمنان ثبات افغانستان است و در نتیجه دشمنان مردم و ملت
این کشور محسوب میشود. بابراین، تنها راه برای آینده بهتر و ثبات پایدارتر انتخابات
سالم است.