بلخی و بیزاری از قوم گرایی
جامعه افغانستان جامعه قبیلهای است. جامعه قبیلهای یعنی جامعه عقب مانده، سنتی، احساساتی، خرافی، نزاعهای بی حاصل و... تحلیلهای و اظهار نظرهای که از سوی نخبگان چنین جامعهای، در زمینههای مختلف مطرح میشود، نیز بر اساس همین نگرش قومی و قبیلهای است. این هفته سال روز جان باختن سید اسماعیل بلخی بود. اظهار نظرهای که در این باب صورت گرفت، از همین منظر قابل ارزیابی است.
بدون تردید، بلخی پیشگام مبارزه در جهت بر قراری عدالت اجتماعی و برون رفت از فضای اختناق و خودکامگی بود. وی سالها پیش، نسخههای شفا بخشی را برای درمان جامعه بیمار، رنجور، استبداد زده، و قبیلهای افغانستان تجویز کرد. به این ترتیب وی چهره ملی، فراتر از قوم، قبیله و مذهب خاص است. نباید شخیصت بزرگ وی را کوچک کرد، با فرو کش کردن تب و تاب قوم گرایی که بلخی سخت مخالف آن بود، شخصیت معقول و منطقی و اعتدال گرای وی بیشتر آشکار خواهد شد. بلخی متعلق به سادات نیست به شیعه نیست بلکه وی متعلق به اسلام و افغانستان است. بنا بر این ما هم اگر در تحلیلهای خود همین دو عنصر اساسی یعنی اسلام و افغانستان را مد نظر قرار دهیم، گامی است در جهت عبور از این جامعه واپس گرا و قبیلهای.