سلطنت سفلهها
امروز اربعین حسینی بود. با زهم شور بود با زهم جمعیتی شیون کنان. وقتی سیلی از جمعیت را در عاشورا، در اربعین و در مراسم دیگر میبینم، احساس دوگانه به من دست میدهد. خوشحال میشوم از اینکه مردم فریاد یا حسین سر میدهند. حسین(ع)؛ یعنی، آزادی. حسین؛ یعنی، نفی ظلم. حسین، یعنی سمبل همه خوبیها و جوانمردیها. ناراحت میشوم از اینکه نبض تفکر این خیلی جمعیت، در دست روضه خوانها و مداحان است. آنها هستند که بر موج احساسات پاک این جمعیت نالان حکم روایی مطلق دارند. با تأسف باید گفت بسیاری از آنها، در پی سود است اما سواد ندارند. شعار بیمایه میدهند؛ اما شعور درک راه حسینی را ندارند. این است که مجالس روضه خوانی رونق میگیرد؛ ولی بر اخلاقیات و معرف چیزی اضافه نمیشود. کار به این جا ختم نمیشود. در مواردی، قیل و مقال این افراد که هیچ سنخیتی با آموزههای اسلام و مکتب تشیع ندارد، حیثت مذهب شیعه را نیز به باد داده آن را شرک آلود جلوه میدهد. قدرت این قشر، چنان رو به فزونی گذاشته است که هشدارهای مراجع تقلید نیز در مورد یاوه سراییهای آنان، چنانکه باید تأثیر نداشته است. بیتردید اگر فرماندهی لشکریان را سفلههان به عهده داشته باشند، ره به خطا خواهند برد و لشکریان را هلاک خواهند کرد.