تنش میان اسلام آباد و دهلی نو بالا گرفته است٬ در همین راستا پاکستان سربازانش را از مرزافغانستان فراخوانده و به سمت مرز های شرقی خود کسل داشته است. با این وجود جنگ تمام عیار در شبیه قاره با توجه به توان بازدارندگی دو کشور دور از ذهن به نظر می رسد. اما این واقعیت را باید در نظر گرفت که پاکستان به کانون نا امنی و تنش در منطقه تبدیل شده است. نه تنها هندوستان که افغانستان سه دهه است که ازبحرانها و تنش های که از سوی پاکستان خلق می شود٬ رنج می برد و در این آواخیر٬ ایران نیزاز مشکلاتی که به نحوی سردر پاکستان دارد بی نصیب نمانده است٬ حوادث تاسوکی وسروان را می توان به عنوان نمونه در این باره بر شمرد که عوامل آن به صورت آزادانه در پاکستان زندگی می نمایند.

قضایا به همین جا ختم نمی شود کشور های غربی و به خصوص امریکا نیز به این واقعیت وقوف پیدا نموده است که پاکستان کانو اصلی تنش و افراط گرایی در منطقه است و ولذا به صورت  مکرر مسئولیت این کشور را در قبال این قضا یا یاد آور شده است و به علاوه به حملاتی که از اوایل پایز علیه پایگاهای القاعده و طالبان درخاک پاکستان آغاز کرده است ادامه می دهد. به هر حال پاکستان مسئول و گرداننده پشت پرده  بسیاری ازحوادثی شناخته می شود که از قلب شیبه قاره تامرز های ایران اتفاق می افتد. و این فرصت تاریخی است تا پاکستان تنبه شود و کانون های بحران در این کشور بارهمیشه خاموشود٬اما تنبه و در منگنه قراردادن پاکستان یک حلقه مفقوده دارد و آن٬ خصومت ایران و امریکا است به علاوه ای  ضعیف بودن افغانسات در معادلات سیاسی ـ نظامی