عوامل فزاینده خشونتها
قسمت نخست
دیر بازی است که قضایای افغانستان، کمابیش با انتحار و خشونت درهم تنیده است. چندی است که بر اساس دادهای آماری، از سوی منابع امینتی و نظامی، حملات شورشیان افزایش یافته است. انفجارهای انتحاری، نیز این آمارها را تایید میکند. دو پارامتر عمده را میتوان در مورد موج فزاینده خشونتها مد نظر قرار داد:
پارامتر
اول را میتوان در راستای نزدیکتر شدن روابط کابل- دهلینو مد نظر قرار داد. هند قدرت
نوظهور در عرصه سیاست و اقتصاد است. حتی زمزمهای عضویت دایم هند در شورای امینت مطرح
است. امری که جایگاه هند را از یک قدرت منطقهای به یک قدرت بینالمللی ارتقاء خواهد
بخشید. بنابراین، هندوستان با پتانسیلهای بالا در زمینههای گوناگون، عرصه را بر پاکستان،
رقیب دیرین خود تنگ کرده است؛ ولی، پاکستان امکانات مقابله با هند را ندارد. رابطه
نزدیک هند با افغانستان، در همین راستا قابل تحلیل است. هند با هوشمندی و با ارائه
کمکهایش به افغانستان، میخواهد وضعیت این کشور را نیز در مقابل پا کستان بهبود بخشد.
افغانستان را از حیات خلوت بودن پاکستان بیرون کشد و به یک بازیگر در مقابل آن و شریکی
برای خود تبدیل کند. افغانستان که سالها است از مداخلات پاکستان زیان دیده، به این
سیاست روی خوش نشان داده است. بر این اساس، افغانستان هم از کمکها و سرمایهگذاریهای
هند بهره میبرد، هم به تواناییهای این کشور به مثابهای متحد در مقابل آزمندی پاکستان
تکیه میزند؛ اما، این موضوع برای پاکستان تحمل پذیر نیست؛ لذا، برای مقابله با آن،
با گسیل دادن افراطیون به ایجاد نا امنی، و انتحار دست میزند، چرا که امتیازات که
هند به افغانستان میدهد پاکستان ندارد. تنها گزینهای که فراوری پاکستان باقی میماند،
کشاندن افغانستان به سمت خشونت است. هرچه روابط افغانستان با هندوستان بیشتر شود، به
همان اندازه خشونتها نیز افزایش خواهد یافت. بر همین مبنا بود که همزمانی که هواپیما
آقای کرزی آماده میشد، تا به مقصد هندوستان، بر فراز آسمان اوج بگیرد، در دیگر سو،
گرد و خاک ناشی از انفجار در چند جای افغانستان، پیش از آن به آسمان اوج گرفت. این
بدان معنا است که مقامات پاکستانی با همتایان افغانستانی میخواهند القا کنند که امینت
در افغانستان، از مسیر پاکستان میگذرد. کابل نمیتوانید نقش اسلام آباد را نادیده
انگارد.
حال، این پرسش مطرح میشود که افغانستان، در برقراری روابط با هند، باید از پاکستان به صورت ضمنی، کسب اجازه کند، چیزی که پاکستان خواهان آن است؟ بر اساس منطق سیاست، برای افغانستان یک اصل خدشه ناپذیر وجود دارد و آن «منافع ملی» است. افغانستان برای تأمین منافع ملی ضررتی نمیبیند که به خرسندی یا نا خرسندی این و آن توجه نماید و در نتیجه حق دارد، با هر کشوری که منافعش ایجاب میکند، به ایجاد روابط بپردازد. به انعقاد پیمانهای استراتژیک دست زند. هیچ کشوری حق ندارد، برای افغانستان تعیین تکلیف کند. رابطه با هندوستان نیز این قاعده مستثنا نیست. اما حکمت و مصلحت، میطلبد که، رابطه عاری از تنش، با همسایگان نیز در راستایی منافع ملی است. چنانکه که افغانستان اهتمام دارد، با ایجاد پیمان استراتژیک و پیدا کردن متحدان قدرتمند، منافع ملی خود را تأمین نماید، همین اصل نیز ایجاب میکند افغانستان به همسایگانش نیز اطمینان خاطر دهد که بر ساس عرف بینالملل، متعهد به اصل حسن همجواری است و در پی خصومت و روابط تنش آلود با آنها نیست.
حال، این پرسش مطرح میشود که افغانستان، در برقراری روابط با هند، باید از پاکستان به صورت ضمنی، کسب اجازه کند، چیزی که پاکستان خواهان آن است؟ بر اساس منطق سیاست، برای افغانستان یک اصل خدشه ناپذیر وجود دارد و آن «منافع ملی» است. افغانستان برای تأمین منافع ملی ضررتی نمیبیند که به خرسندی یا نا خرسندی این و آن توجه نماید و در نتیجه حق دارد، با هر کشوری که منافعش ایجاب میکند، به ایجاد روابط بپردازد. به انعقاد پیمانهای استراتژیک دست زند. هیچ کشوری حق ندارد، برای افغانستان تعیین تکلیف کند. رابطه با هندوستان نیز این قاعده مستثنا نیست. اما حکمت و مصلحت، میطلبد که، رابطه عاری از تنش، با همسایگان نیز در راستایی منافع ملی است. چنانکه که افغانستان اهتمام دارد، با ایجاد پیمان استراتژیک و پیدا کردن متحدان قدرتمند، منافع ملی خود را تأمین نماید، همین اصل نیز ایجاب میکند افغانستان به همسایگانش نیز اطمینان خاطر دهد که بر ساس عرف بینالملل، متعهد به اصل حسن همجواری است و در پی خصومت و روابط تنش آلود با آنها نیست.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12:52 توسط سید جواد سجادی
|