غارت آزادی خواهی
تقریباً از سه سال پیش به این سو، در پارهای از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا،
در عرصه سیاست و جامعه، خیزشهای مردمی به وجود آمد. هرکس هم از ظن خود، این خیزشها
را نام گذاری و تحلیل کرد. بدون شک این خیزشها، به صورت ما هوی، آزادیخواهانه و
ضد دیکتاتوری بود. اما در میانه راه، به دلیل ضعف فرهنگ دموکراسی، انقلاب مردم و
محصول مبارزات آنها، غارت شد و به یغما رفت. این غارت گرایان و دغل بازان کسانی
نبودند جز افراط گرایان
مذهبی. آنها با حیله و فریبکاری مردم را به نام اسلام و به نام دین، فریب دادند.
اما اینک که سلطه خود را گسترانیده یا بخش از قدرت را به چنگ آورده، شرایط را به
گونهای ساختهاند که مردم هر لحظه با حسرت، غم از دست دادن دوران دیکتاتورها را
میخوردند و آن دورانها را دوران طلایی میدانند. در این کشورها، اسلام گرایان
افراطی هر روز فجایعی درد ناکی را خلق میکنند که در تاریخ نظیر چندانی ندارد. به
راستی که کشتن انسانهای بیگناه و کشیدن اجساد بر روی زمین یا بیرون کشیدن
استخوانها از قبرها، بر اساس منطق کرکسها و کفتارها هم توجیه پذیر نیست. اما این
عمل نباید موجب تعجب شود. وقتی قدرت و حکومت در قبضه تفکر حقگرایانه و باطلگرایانه و تکلیف مدار قرار میگیرد، اگر غیر از این باشد، تعجب
دارد. از تفکری که کشتن دیگران را ثواب و مایه نزدیکی به خدا میداند، انتظار چیزی دیگر
عبس است، بی ترید، باید در انتظار فجایع بیشتر از اینها بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:2 توسط سید جواد سجادی
|