وجود احزاب از ويژگيهاي جامعه بازمي باشد. انديشمندان عرصه سياستُ٬عموما برپيوند احزاب با دموکراسي تاکيد دارند و استدلال مي کنند که دموکراسي نظامي است که در آن احزاب با يکديگر به رقابت مي پردازند و نهادهاي مدني٬ازاستحکام لازم بر خوردار است، نخبگان سياسي براي حضور درعرصه سياست، به منظور گرفتن قدرت، به ارائه استراتُژي و راهکارمدون مي پردازند. "حزب"قالبي است که براي اين حرکت انتخاب مي کنند. درچنين بستري، مردم، اين فرصت را مي يابندکه سمت و سوي خود را مشخص نمايند، که داراي چه گرايشي هايي مي باشند. کدام برنامه ها را مي پسندند و چه رويکردهايي انتظارات آنان را تامين نمي کند. بنابر اين وجه بارز دموکراسي درعصر کنوني وجود فضاهاي انتخاباتي رقابت آميزاست که در آنها، احزاب سياسي گزينه هايي راپيش روي راي دهند گان قرار مي دهند. سرانجام اين مردم هستند که حرف آخر را مي زنند.
 درچند سال اخير، پديده تحزب، درجامعه ما روند شتاباني را به خود گرفته است.هر از چند گاهي حزبي، با اعلام موجوديت، درعرصه سياسي افغانستان ظهورپيدامي نمايد وفعاليت خود را آغاز مي کند. هم اکنون درکشور، بيش از 80 حزب به صورت رسمي اعلام موجوديت کرده است.
نخستين پرسش اين است که،آيا روند روبه رشد تشکيل احزاب در افغانستان، به استحکام امنيت و نهادينه سازي دموکراسي در اين کشور کمک خواهد کرد؟ آيا هويت سياسي ومقوله هاي نوين مربوط به آن، جايگزين، هويت هاي قبيله اي و قومي خواهد گرديد؟ آيا حق انتخاب و حضورمردم درعرصه هاي مختلف بيشتر خواهد شد؟ ويا نتيجه؛ معکوس خواهد بود؟  پرسش ديگري را نيز مي توان اضافه کرد. آيا تشکيلاتي که هروزبه نام حزب، مجوز فعاليت مي گيرد به معناي واقعي وحرفه اي حزب است؟
  درصورتعلاقمندی به مطالعه باقي مطلب، به سايت باران به آدرس  
www.nbaran.com
 مراجعه نمايد