آزادی مطبوعات و آزادی بیان

آزادی مطبوعات، از ارکان دموکراسی محسوب می‌شود، به این دلیل، برخی آن را ستون چهارم دموکراسی دانسته است. در متمم اول قانون اساسی ایالات متحده، مطبوعات آزاد، عامل پرورش دموکراسی تلقی شده است. آزادی مطبوعات در حقیقت جز از آزادی بیان و ویترین آن محسوب می‌شود. از این رو است که نسبت آزادی بیان در قوانین بسیاری از کشورها تاکید شده است.

آزادی بیان در دنیای جدید از شاخص‌هاي جامعه باز است و به مثابه‌ی یکی بنیان‌های دموکراسي و اصلی از اصول حقوق بشر پذیرفته شده است؛ بنابراين مقوله‌ي مهم در عرصه سياست، انديشه و حقوق در دنياي کنوني است. آزادي بيان، اساس جست‌وجو حقيقت است و از اموری است که در کرامت و بهروزي و بالندگی انسان، کيفيت تعيين کننده دارد. آزادی بیان، در عرصه سیاست و مدیریت قدرت مردم را در مورد کنترل دولت بالا می‌برد، پاسخگویی و شفافیت را تضمین می‌کند، از فساد و دیکتاتوری جلو گیری می‌کند.
آزادي بيان به شکل ساده‌اش به اين معنا است که آدمي، حق سخن و اظهار نظر دارد؛ یعنی، ارايه‏ هر نوع فکر و انديشه، به هر وسيله و ابزار ممکن و در هر قالب و صورتی که بتوان به مخاطب رساند. یکی از این قالب‌ها مطبوعات آزاد است. به این ترتیب آزادي بيان، از حقوق فردي، سياسي و اجتماعي برشمرده مي‌شود. این آزادی، مطابق آنچه اغلب توسط دادگاه اروپايي حقوق بشر عنوان مي‌شود، داراي نقش نگهبان است که نسبت به تهديد آزادي به عموم هشدار می‌دهد، خواه اين تهديد از جانب حکومت باشد يا ديگر کانون‌های قدرت‌ها. در ماده 19 اعلامیه حقوق بشر آمده است: «هرکس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممکن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد».

مفاد ماده فوق، مبين اين امر است که هرکس حق آزادي عقيده دارد. ماهيت و چيستي اين عقيده مربوط به انتخاب فرد است. در نتيجه عقيده، و بیان فکر، گونه‌های مختلف و صورت‌های متنوعی می‌تواند داشته باشد. کسي نمي‌تواند اين حق را سلب کند يا نسبت به درستي و نادرستي عقيده منتخب فرد دخالت ورزد. آزادي بیان عقيده تنها باور قلبي يا عمل و سلوک بر اساس باوري خاص در حوزه خصوصي و فردی نيست. بلکه هر کس حق دارد عقيده خود را در جامعه بيان کند و در صدد گسترش آن برآيد. هرگونه محدوديتي در این مورد، تهدیدی برای دموکراسی و نقض حقوق بشر محسوب می‌شود.
آزادي بيان امروزه به آن معنا است که اظهار عقيده و بيان انديشه، هر چه مي‌خواهد باشد؛ در ذات خودش حق و ارزش است و اين ارزش ناظر به محتوا و مفاد سخن نيست؛ يعني، نفس آزادي بيان حق و ارزش است که گوينده‌ي آن به هر دليل مي‌خواهد آن را ابراز مي‌نمايد، چون حق او است، نه آزادي بياني که ناظر به مفاد بيان است و به ظاهر حقيقت پنداشته مي‌شود و معيار حقيقت و درستي آن نيز ممکن است مرجع ديگري باشد.
دامنه آزادي بيان به آنچه گفته شد، ختم نمي‌شود. هرکس که عقيده‌اي را مي‌پذيرد يا در صدد بيان آن بر مي‌آيد، نبايد از پيامدها و نتايج آن مضطرب و نگران باشد و مي‌بايست از هر گونه تهديد، مصون باشد. به اين ترتيب، آزادي بيان به اين معنا است که «آدمى حق دارد خطا کند و حق دارد رأى و سخن خطاى خود را، بدون واهمه از مجازات و افتادن در تنگنا، يا ديدن عقوبت و محروم شدن از حقوق اجتماعى و سياسى، بيان کند و اظهار دارد. حق دارد که بينديشد و انديشه خود را، اعم از حق يا باطل، بر زبان آورد.».
انديشه و عقیده، فرايند يک سويه نيست. حيات و پويايي آن مرهون داد و ستد و تبادل است. اين امر، از ديد اعلاميه‌ي حقوق بشر پنهان نمانده است؛ لذا بر مبنای اعلاميه‌ي حقوق بشر همچنان که داشتن عقيده آزاد است، تبادل انديشه نيز آزاد است. در نتيجه مي‌توان گفت گردش آزاد اطلاعات نیز جزء آزادي بيان محسوب مي‌گردد.
اگر عقیده‌ای و بیانی، بدون دلیل قانونی، ويرانگر تلقی شده و از بيان آن‌ها جلوگيري شود، يا اینکه داشتن عقيده‌ي خاص و بيان آن براي فرد، با مصونيت کامل همراه نباشد، یا دسترسي به اطلاعات با محدوديت‌هايي همراه باشد، مي‌توان گفت در چنین فرضی، حق آزادي عقيده و بيان نقض شده است یا آزادي عقيده وجود ندارد.

آنچه در این میان مهم است، قانونمندی است. آزادي بیان می‌بایست تابع اخلاق، نظم عمومي و رضايت همگاني باشد، تا با رکن دیگر دموکراسی که قانونمند است، تناسب داشته باشد. آزادي بيان به صورت کاملاً مطلق و بدون قيد و شرط که منجر به آشوب شود و جامعه را به سمت هرج‌ومرج بکشاند و به بهانه‌ي آن بتوان تهمت، توهين و افترا به هر چيز و هر کس بست و حقوق دیگران را مورد تجاوز قرار داد، عقلاني نيست. در اعلاميه‌ي حقوق بشر نيز منظور از آزادي بيان، بي قيد و شرط نيست. زيرا در ماده‌ي 29 اعلاميه بشر آنچه بیانش آزاد نیست و سوء استفاده‌های احتمالی از اين نوع آزادي بیان شده است.