امروز عاشورا بود. به قصد دیدن و شرکت در مراسم عزاداری، برون زدیم. حال و هوای محرم، همه جا حاکم بود. همه جا سیاه پوش بود. صدای نوحه و روضه از هر گوی برزنی، به گوش می‌رسد. شهر به ماتم‌کده می‌ماند. ایستگاه‌های صلواتی چای، شیر و شربت هم فراوان بود، با مهربانی و خوش روی از مردم پذیرای می‌شد. چیزی به لب نزدم. در مواردی نوعی از فرهنگ عزاداری وارداتی هم به چشم می‌خورد. در یک حسینیه بزرگ، اما کمی رنگ‌وروفته و محقر که تمام دیوارهایش را پرده سیاه گرفته بود، در اول دشت برچی رفتیم. جمعیت شرکت کننده انبوه بودند. با شور و احساس عاشورای. سخنرانان، هر کدام به نوبت خود سخنرانی کردند، مثل همیشه و مثل بسیاری از مراسم، الفاظ زیاد، محتوی ناچیز و سطحی. دو نفر از کاندیداهای ریاست جمهوری هم صحبت کردند، یکی به زبان پشتو و دیگری به زبان فارسی، هرچند هردو نفرشان پشتو زبان بودند. آنان از مبارزه امام حسین علیه ستم، سخن گفتند و از هم گرایی ملی و اینکه مردم افغانستان به صورت متحد پیرو امام حسین هسنتد. اگر سخنرانی هم نمی‌کردند، فقط شرکتشان در مراسم ارزشمند بود، می‌دانم دنبال رای هستند، اما جدای از این مورد، از دیر باز در افغانستان همگرایی و همزیستی بین شیعیان و سنی‌ها وجود داشته و هرکدام در مراسم یک دیگر شرکت می‌کرده‌اند، رجال طراز اول سیاسی، همواره در مراسم عاشورا شرکت می‌کنند. فقط طالبان این امر را مخدوش کردند. اینک همه چیز برگشته سر جای خودش، افغانستان می‌تواند الگوی برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز پیروان مذاهب در منطقه باشد. هرچند همسایگان و برخی دیگر از کشورها، نوعی خشونت‌گرایی و نفرت پراکنی مذهبی را در افغانستان صادر می‌کنند؛ اما، افغانستان می‌تواند فرهنگ آشتی، همزیستی، صلح جویی و تساهل و تسامح را صادر کند. تردید نیست که در شرایط فعلی، ما افغان‌ها، در همزیستی مسالمت آمیز پیشتاز هستیم. کشورهای منطقه از ما یاد بگیرند و در این مورد، ما را الگو قرار دهند، نه اینکه افغانستان را نیز گرفتار نزاع‌های بی‌حاصل مذهبی کنند. به امید سر بلندی و همدلی هرچه بیشتر سنی و شیعه افغانی و در کل تمام ملت افغانستان.