گذشته افغانستان، مشحون است، از استبداد، اختناق، نا برابری، خفه کردن صدای مخالف و رنج‌های بی‌شماری که زمامداران خودکامه بر این مردم تحمیل کردند و آنان را از حقوق اساسی‌شان محروم ساختند. شرایط ناعادلانه‌ای که عقب‌ماندگی افغانستان را در به همراه داشته است، اما اینک، افغانستان حیات جدید سیاسی خود را در بستر متفاوت که بر گرفته از اندیشه حق محوری است، آغاز کرده است. هرچند این بستر، دارای کاستی‌های فراوان است، با وجود این فضیلت‌های بسیاری را در دل خود جای داده است. اینک، افغانستان صاحب آزادترین مطبوعات در منطقه است. هر کس آزاد است، عقاید و باورهای خود را در کمال آزادی و بدون ترس بیان کند. دولت مردان از انتقاد مبری نیست، در مراسم عمومی و رسمی می‌توان عالی‌ترین مقام سیاسی کشور را به چالش کشید. نمونه‌اش، اعتراض امروز به سخنان رئیس جمهور است. وقتی معترض به سخنان رئیس جمهور اعتراض کرد، هرچند، این اعتراض، توأم با نزاکت و شأن مجلس نبود، رئیس جمهور حق را به او داد و اینکه هر کس حق دارد، نظرش را بیان کند. حتی وقتی که دیگران معترض را هوو کردند، رئیس جمهور از آنان خواستتند که بگذارند، معترض حرفش را بزند. برخورد رئیس جمهور، در این مورد، بسیار ستودنی است. اتفاق امروز و نحوه مواجهه رئیس جمهور با آن، گویایی ریشه دواندن آزادی و حقوق شهروندی در کشور است. امری که تنها می‌توان در دموکراتیک‌ترین کشورهای نمونه‌اش را یافت. بی‌تردید، این می‌تواند مایه افتخار مردم و دولت‌مردان افغانستان باشد. پس شرایط جدید را باید قدر دانسته و برای نهادینه کردنش تلاش کرد. حقیقت این است که اعتراض به رئیس جمهور، یا هر مقام عالی رتبه دیگر، خیانت نیست، مزدوری نیست، یک حق است، هرچند اعمال این حق باید متناسب و موقع شناسانه و مؤدبانه باشد.