جامعه‌ی که برای آزادی خود هزینه نپردازد، به آزادی نمی‌رسد. مردمی که حقوقشان را مطالبه نکنند، هیچ‌گاه به آن دست نمی‌یابند. در نتیجه رفاه آسایش، توسعه و نهادینه شدن حقوق همه‌جانبه، در چنین بستری و برای چنین مردمی، محال خواهد بود. از یک نگاه، مادر مشکلات، در افغانستان، در صحنه نبودن مردم و آشنا نبودن آن‌ها با حقوقشان است و اینکه برای آزادی و حق‌مداری خود هزینه نمی‌پردازند. پس انتظار پیش‌رفت بی‌جا است. قرار داد امنیتی، میان افغانستان و امریکا، مثالی خوبی در این مورد است. حامد کرزی لویه‌جرگه غیر قانونی که فراهم کرد بود، به برایند تصمیم آن، خود را متعهد دانست؛ و گفت هر چه لویه‌جرگه بخواهد، همان خواهد شد؛ اما پس از پایان لویه‌جرگه، زیر بار تصمیم اتخاذ شده آن، نرفته است و هر روز، بازی‌های مضحکی را به نمایش می‌گذارد. در این میان هیچ صدای از طرف مردم بلند نشد که تو هیچ حقی، جز آنچه مردم می‌خواهد نداری و مکلف هستی همان را اجر کنی که خواست مردم است. پس می‌توان گفت چنین مردمی، به خواب رفته‌اند؛ لذا،  باید همواره، با دور باطل فساد، مسئولیت ناپذیری مسئولان و عقب‌ماندگی جامعه، روزگار بگذرانند. در مقابل اکراین را باید در نظر گرفت. پس از آن که رئیس جمهور از عقد قرارداد آزاد تجاری، میان این کشور و اتحادیه اروپا سر بازد؛ ولی، مردم احساس کردند که بر خلاف منافع و خواست آن‌ها است، به این ترتیب، لحظه‌ای درنگ نکردند و به خیابان‌ها ریختند. شبانه روزی پی گیری مطالبات و حقوق خود هستند. حتا شب‌ها را در میدان‌ها و سرک‌ها/خیابان‌ها با سر می‌برند. چنین مردمی را باید لایق آزادی، پیش رفت و بالندگی دانست.