جامعه‌ای که معیاری برای قضاوت، در مورد عدالت و انصاف نداشته باشد، به سعادت، آرامش و عدالت نمی‌رسد و همواره بستر ستمگری، نابرابری و تعدی، گسترده خواهد بود. بدیهی است که برای جامعه ستم‌کار و نابرابر، چیز جز زیان و تباهی نخواهد بود. جامعه ما، تقریباً چنین جامعه‌ی است. هرچند به لحاظ تئوری، کشور ما، کشور اسلامی و مردم آن مسلمان است و در اندیشه اسلامی، عدالت گوهر دین محسوب می‌شود؛ اما در عمل، از آموزه‌های اسلامی خبری نیست. از معیارهای انسانی و مدرن هم که در جامعه سنتی و عقب افتاده نمی‌توان سخن گفت. پس جامعه ما، جامعه‌ی بی معیار در مورد عدالت است و به نوعی هر گروه، قوم و تیره‌ای، خود، عمل کرد، نگرش و باورهای خود را معیاری برای داوری در مورد عدالت و انصاف می‌داند؛ اما این استاندارد تنها شامل یک قوم می‌شود در حالی که نژاد دیگر، به همین صورت، استاندارد انحصاری خود را دارد. این جا است که تخاصم و تنازع میان معیاری متفاوت و چندگانه به وجود می‌آید؛ و این درست همان بستر نابرابری و بی عدالتی است. پس تنها راه رسیدن به عدالت عبور از قومیت است.