جناب آقای کرزی، تو رئیس جمهور افغانستان هستی. نیک می‌دانی که رئیس جمهور بودن، یعنی چه؟ یعنی که به موجب قرار داد اجتماعی و مواد قانون اساسی، که از آن تئوری گرفته شده است؛ تو، وکیل مردم هستی، باید، آن کنی که مردم، به مثابه موکلان تو می‌خواهند. تو، جز آن هیچ حقی نداری. تو، بر اساس قانون اساسی انتخاب شدی. بگذریم از اینکه این انتخاب همراه با تقلب و اساساً مخدوش بود؛ اما بسیاری از مردم افغانستان، به خاطر پرهیز از بازگشت به دوران هرج‌ومرج، چشم خود را بر آن خطای بزرگ بستند. آقای کرزی، تو، به موجب ماده 63 قانون اساسی سوگند یاد کردی که حافظ منافع افغانستان و مردم آن باشی و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نورزی. آقای کرزی، به موجب، قرار داد اجتماعی و قانون اساسی، تو اگر، برای حفظ منافع کشورمان، جهت رویارویی با یک کشور خارجی، برای مبارزه با یک جنگ و تجاوز احتمال فرمان دهی، من، به عنوان شهروند، به صورت افتخار آمیز، زیر پرچم افغانستان لباس رزم می‌پوشم، تا از تو به عنوان فرمانده اعلای قوای مسلح فرمان برده باشم و از کشورم دفاع کرده باشم، این وظیفه ملی‌ام است، تا «ما» به معنای واقعی ما باشیم؛ یعنی، یک ملت منسجم و یک کشور، با حفظ تمامیت ارضی باقی بمانیم؛ و نسل‌های آینده به ما افتخار کنند. آقای کرزی، ما، محکوم به نابودی خواهیم بود، مگر اینکه، دولت مردان و شهروندان ما، که نمونه‌اش تو و من هستیم؛ توأمان مسئولیت پذیر باشند و منافع ملی را درست تشخیص دهند؛ اما رسالت دولت مردان بسیار سنگین‌تر است.

 جناب رئیس جمهور، گویا تو این روزها، نه چیزی از قرار داد اجتماعی می‌دانی و نه درک درستی از منافع ملی داری. قانون اساسی را که کاملاً از یاد برده‌ای. جناب کرزی راهی که تو این روزهای انتخاب کردی، به ترکستان می‌رود، بی‌راهه است من نمی‌گویم، نسل‌های آینده و تاریخ، تو را، رئیس جمهوری خواهند دانست که به تعهدش در قبال مردم وفا نکرد. بی تردید، آن‌ها، تو را، خائن و بر باد دهنده فرصت‌ها خواهند خواند.

من صدای تاریخ و نسل‌های آینده را می‌شنوم، تو هم اگر مسئولانه گوش فرا دهی خواهی شنید.