قتل فروخنده، بیش از توصیف فجیع و درد ناک بود. من در این باره سه پست در فیسبوکم گذاشتم که اینک آن‌ها‌ را این جا قرار می‌دهم در کل فرخند بهای بود که جامعه افغانستان برای قانون‌مداری و آگاهی پرداخت:

1. 23 مارچ

چیزی که به ذهنم می‌رسد؛ در مورد هر موضوعی فقط یک بار می‌نویسم. اما در مورد فرخنده این سومین بار است. نمی‌دانم چرا فریادهای مظلومانه او، در ذهنم، طنین‌انداز است و آرامم نمی‌گذارد. او، چنانکه از سیمایش پیدا است؛ ماه بانوی از متانت و وقار بوده است؛ چگونه با اعمال سبوعانه در دریای سیاه جهالت و تهمت غروب می‌کند. مکارگی، تزویرگری، نادانی و احساسات، این‌گونه او را در کام خود فرو می‌بلعد. در یک جامعه اخلاق‌مدار، آگاه و عقلانی وقوع چنین حوادثی، هرگز تصور پذیر نیست؛ اما درد آنگاه بیشتر می‌شود که موج سواران احساسات اینک از راه رسیده‌اند و پای حریفان سیاسی و اجتماعی خود را که هیچ نقش و هیچ اظهار نظری به صورت سلبی یا اثباتی، در مورد آن قضیه جانکاه نداشته‌اند، به میدان کشیده و عقده‌های خود را خالی می‌کنند، این دسته، به دنبال دادخواهی از خون به ناحق آن زن نیستند بلکه به دنبال مقاصد خود هستند؛ و در اینکه ریاکارانه پای حریف را به میدان می‌کشند و افترا می‌بندند، با آن ملایان حقه‌باز تعویذنویس فرقی ندارند. از اینکه بدون عقلانیت، منطق و آگاهی سخن می‌رانند و به احساسات دامن می‌زنند، با قاتلان ددمنش و احساساتی فرخنده هیچ تفاوتی نداراند. به امید جامعه اخلاقی و عقلانی.

2. 22 مارچ

همه مثل هم‌اند. همه سرو‌ته یک کرباس‌اند. نه تنها تقریباً همه به نحوی، جاهل بلکه، جهل هر دسته از جهل دیگری بالاترند. تقریباً همه، یا نقش ابوالجهل یا ام‌الجهل را بازی می‌کنند و این عوامل است که شمایل زشت یک جامعه عقب مانده را ترسیم می‌کند.

گفته می‌شود دو روز پیش، خانمی؛ قرآن را آتش زد، حال بر فرض که او واقعاً از روی عمد، با هوشیاری کامل و با قصد قبلی، مرتکب این عمل شده باشد، با اینکه نفس عملش جرم بوده، اما هیچ کس حق تعرض به او را نداشته‌ است؛ چه رسد به کشتن او. وی باید در یک دادگاه، به صورت عادلانه و با داشتن وکیل محاکمه می‌شد. حال که او، از سوی مشتی جاهل ِاوباش‌منش و داعش‌کردار به ناحق کشته شده است؛ اولاً باید گفت؛ رفتار متهمان به قتل، به مراتب وحشتناک‌تر و شنیع‌تر از عمل آن زن بوده، ثانیاً این‌ها نیز باید در یک دادگاه عادلانه و با داشتن وکیل محاکمه گردد و سپس با اثبات جرم، به سزای اعمالشان برسند؛ چرا که محاکمه عادلانه، حق هر متهم به جنایت است.

پس از این حادثه تکان دهنده، برخی، عمل قاتلان را تأیید کردند و کشتن زن را مجاز شمردند؛ و حتا برخی، خواهان رهایی قاتلان گرفتارشدده، گردیده‌اند. تأیید جنایت علیه جنایت مرتکبه دیگر، بدون حکم قانون و رای دادگاه، نشانه بربریت، افکار جاهلی و قرون وسطای و بسیار شرم آور است، فرقی نمی‌کند که از طرف مولوی، ملا، صاحب فتوا صورت گرفته باشد یا شخص عامی. عامل هر جنایت، هر قدر هم که خطر ناک باشد و جرم تحقق یافته، هرچقدر هم که زشت باشد، منحصر و فقط و فقط باید از سوی دادگاه، به صور عادلانه محاکمه گردد و سپس حکم قانون در مورد مجرم توسط مجری قانون تطبیق گردد و لا غیر.

برخی دیگر، عمل قاتلان را محکوم کردند که البته کار بایسته و انسانی است، اما جاهلانه و یاغیانه آن را به اسلام نسبت دادند و علیه اسلام سخن گفته‌اند. این، روی دیگر سکه جهالت و نادانی است. جرم و جنایت چه فردی و چه گروهی، یک عمل شخصی است. به دین، مذهب، خون و نژاد و ایل‌وتبار، هیچ ربطی ندارد. شناعت رفتار این عده، در زشتی و نادانی، از رفتار آن قاتلان داعش‌کردار، کمتر نیست. برخی افراد بی‌سواد، این دسته نادان را سکولار خوانده‌اند؛ اما من ارزش‌های سکولاریسم را که داری بار فلسفی، فکری و سیاسی است، بسی والاتر و بالاتر از این آن می‌دانم که بخواهم آن را به مشتی هرزه فکر، هرزه گو و هرزه نویسی اطلاق کنم. بی‌تردید، هرکس بدون علم و آگاهی، به اظهار نظر بپردازد، افسادگری‌اش بیش از اصلاح‌گری‌اش خواهد بود.

3. 19مارچ: روز کشته شدن فروخند

سوزاندن قرآن جرم است؛ اما به هر جرمی، فقط تنها دادگاه، در یک دادرسی عادلانه با حضور وکیل متهم و برسی همه‌جانبه حالات روحی و روانی متهم، حق رسیدگی دارد. هیچ کس، بدون حکم محکمه، حق اجرای حکم را ندارد. بنابراین، کسانی زنی را به دلیل سوزاندن قرآن، در شاه دو شمشیره، به روش داعشی و ددمنشی سوزانده‌اند، باید از سوی پلیس شناسایی و دستگیر گردد و در اختیار مقامات عدلی و قضایی قرارداده شوند تا به جرم مشارکت در قتل عمد، محاکمه گردند، تا درسی باشد برای دیگران و رهگذران که نقش قاضی سارنوال و مجری حکم را یک جا بازی نکنند. طالب از آسمان نمی‌‌‌‌آید چنین تفکراتی و جود دارد که مستعد رویش، پرورش و دوام طالبان است. عمل قاتلان، در زشتی، شناعت، ددمنشی و پستی، کم‌تر از آن زن مقتول نیست.