افشای مرگ ملا عمر پس از دو سال از درگذشتش؛ بیانگر این حقیقت است که دولت افغانستان و مقامات امنیتی این کشور، کفایت لازم را ندارند تا تشخیص دهند که جنگ و خشونت در افغانستان از کجا اداره می‌شود و طرف مذاکره کننده برای رسیدن به استقرار صلح الزاماً چه کسانی باشند و اصولاً تعریف درست از دشمن ندارند. من پنج‌سال پیش در تاریخ جمعه 16/ 7 /۱۳۸۹ باعنوان شورای عالی صلح در این مورد نوشتم: تشکیل شورای عالی صلح و هر اقدام مشابه دیگر، عمل از پیش شکست خورده است. هرچند همواره باید تاکید کرد که صلح نیاز مبرم افغانستان است و جنگ همان چیزی است که این همه مصیبت‌های بی شمار را در افغانستان به بار آورده است. اما تشکیل شورای عالی صلح و اعلام آمادگی گفت و گو با طالبان، گروهی که اختیاری از خود ندارند، تلف کردن وقت و هزینه کردن بیهوده بودجه است. اگر قرار است به معنای واقعی بر سر استقرار صلح در افغانستان گفت‌وگو شود، با نقش آفرینی و حمایت جامعه جهانی، یک طرف مذاکره باید افغانستان به عنوان قربانی اصلی جنگ و طرف دیگر پاکستان باشد که سازمان اطلاعاتی آن کارگردانی ناامنی و گردانندگی گروه‌های شورشی در افغانستان را به عهد دارد. جامعه جهانی باید به پاکستانی‌ها بفهمانند که آن‌ها حامی اصلی تروریسم است و صلح جهانی را به مخاطره انداخته است بنا بر این چاره‌ای ندارند جزء این که علیه تروریسم و طالبان به صورت جدی مبارزه کنند، و در صورت سر باز زدن پاکستان از این خواسته معقول و منطقی، این کشور را با تحریم و دیگر مجازات‌های بین‌المللی تنبه کنند. مذاکره تنها با طالبان غفلت از علت و پرداختن به معلول است که ره به جای نمی‌برد. 

دو سال پنهان کردن مرگ ملا عمر و بازی با کارت او، به‌خوبی این نکته را روشن می‌کند که پاکستان کارگردان اصلی جنگ و خشونت در افغانستان است و گروه‌های مثل طالبان ابزاری بیش نیستند.