هفتاد سال پیش، در چنین روزی، اولین بمب اتمی در تاریخ جنگ، به نام «پسر کوچک» بر روی شهر هیروشیمای ژاپن انداخته شد. سه روز بعد، بمب دیگری، شهرناکازاکی را مورد هدف قرار داد. حاصل این بمبا‌ران‌ویران‌گر، علاوه بر کشتار گسترده، سرعت بخشیدن به پایان جنگ و تسلیم بدون قید و شرط ژاپن بود. ژاپن در جنگ جهانی دوم متحمل فجایع بسیار شد. اما پس از جنگ، مردمانی این کشور، روحیه ملی و جنگنده سامورایی را در خدمت صنعت و آبادانی مملکت خود به کار گرفتند. در مدتی کوتاهی، ژاپن را ساختند و به دومین اقتصاد بزرگ دنیا تبدیل کردند و به مدد این روحیه سخت‌کوش و سازنده، ژاپن سال‌ها این مقام را در اختیار داشت.

اما افغانستان، پس از جنگ شوری، هیچ‌گاه نتوانسته است، قدم به مرحله به پس از جنگ بگذارد. بخشی از مردمان این کشور مدام در حالی درگیری هستند. جنگجویان که ادعا دارند برای استقلال می‌جنگند و خدا را فریاد می‌زنند، از کشورهای بیگانه فرمان می‌گیرند و تمام هنرشان این است که چگونه یک بمب را در ناجوانمردانه‌ترین حالت، در میان مردم عادی منفجر کنند. علاوه بر آن، مردم این کشور با کمک جامعه جانی و با تاریخ پنج‌هزار ساله! هنوز نمی‌توانند بر زباله‌های انبوه شهر‌های خود فائق آیند. در حالی که آموزه‌های اسلامی همگان را به صداقت، امانت‌داری و رعایت اموال مردم دعوت می‌کند، اینان که ادعا دارند دارای روحیه اسلامی‌اند، هر روز فنون جدیدی در مورد دزدی و غارتگری از ثروت ملی و اموال عمومی یاد می‌گیرند. از سازندگی و آبادانی خبر نیست؛ولی بر ویرانی‌ها می‌افزایند. چه می‌شد ذره‌ای از آن روحیه نامسلمانی و سامورایی ژاپنی‌ها، در رک‌های مردمانِ مسلمان این سرزمین نیز وجود می‌داشت.