در هفت ثور 1357، نظام ایدئولوژیک، سرکوب‌گر، دژخیم، خون‌ریز و بیگانه با واقعیت‌های افغانستان بنیاد نهاد شد. نظامی که سر کوب و خون و خشونت را به مثابه‌ای روش موثر برای رسیدن به هدف انتخاب کرد و بر آن بود که مردمِ بینوا را به پای یک ایدلوژی شیطانی و منحط قربانی کند که هیچ سنخیتی با آن نداشتند. هشت ثور؛ اما چپاول‌گری، غارتگری، بی‌بندوباری، توحش، هرج‌ومرج را اساس‌گذاری کرد. گروه‌های مدعی و رنگارنگی که هر کدام ساز خود را می نواختند از هنرسیاست‌ورزی و علم سیاست، چیزی نمی‌دانستند. آنان، ویران می‌کردند بدون اینکه بدانند برای چه؟! به این‌ترتیب، بر منافع ملی چوب حراج زدند و باورسبز مردم را برای مقابله با بیگانگان، دفاع از مهین و انتظار پیروزی ثمربخش، به یأس و رنگ سرخ تبدیل کردند و مردم را بخاطر نادانی، بدفهمی و انحصارطلبی خود به خاک سیاه نشاندند. در حقیقت، هشت ثور، مکملی بود برای هفت ثور تا ابعاد وایرانی‌ها و فرایند نابود سازی یک ملت، به شکل باورنکردی و هولناک گسترش یابند. بنابراین، به صورت کلی می‌توان گفت اتفاقات هفت و هشت ثور، معلول صغارتِ بازیگرانِ عرصه قدرت، فقدان فهم درست سیاست و عدم درک منافع ملی، در این کشور بود.