خطای سهمگین
حرکتها و موضعگیریهای ما، در ساحات و سطوح مختلف، اگر نقد نشود و بدور از غرضورزیها و مطلقنگریها، پالایش و سنجش نشود، همواره دچار اشتباههای هولناک خواهیم شد. بدیهی است که هیچکس و هیچنهادی ورای نقد نیست و مخالفت با نقادی و سنجشگرایی، به هر بهانهای، مقابله با آگاهی، پایفشاری بر جهالتمحوری و امتداد بخشیدن به تباهی است. در مورد حادثه ضد انسانی دوم اسد، نیز میبایست بر اساس همین مبنا قضاوت کرد.
به این ترتیب، در مدیریت جنبش عدالتخواهانه روشنایی، اگر شهامت و تیزهوشی به خرجداده میشد؛ یک عنصر افراطی، بلوفزن و جاهطلب، که میگفت؛ «ما کمر حکومت را میشکنیم» «ما پوزه حکومت را به خاک میمالیم» و «حکومت دشمن ما است»، در همان ابتدا، از این جنبش ضد ستم، بیرون انداختهمیشد؛ و مماشات نه که با قاطعیت با سخنان پوچ او برخورد میشد؛ حلقه افراطیها به سه تا چهار نفر نمیرسید. جنبش عظیم و پرشکوهی روشنایی که امید یک ملت بود، به تدریج اینگونه دچار ریزش و تحقیر نمیشد؛ سر انجام به یغما نمیرفت و در نهایت اینگونه متحمل هزینهی فاجعهبار نمیشد.
این سخن به معنای نادیده گرفتن مسئولیت حکومت و برائت دادن آن در این حادثه تکاندهنده و نکوهش تظاهرات مشروع مردم نیست؛ چرا که حکومت در تأمین امنیت راهپیماییها و تظاهرات مسالمتآمیز و قانونمند، مسئولیت مطلق و تام دارد و در قبال کوتاهیهای خود باید پاسخگو باشد.
برپایی تظاهرات و گردهماییها از حقوق شهروندی است؛ ولی با توجه اوضاع نابسامان امنیتی کشور، تدبیر و مدیریت تظاهرات و همچنین در نظر گرفتن گزارشها و سفارشهای مقامهای مسئول و امنیتی از مکلفیتهای شهروندی است.
در حادثه دلخراش دهمزنگ، میتواند عوامل مختلف، دخالت داشته باشد، بنابراین دخیل دانستن تنها یک عامل انحصاری، مطلقانگاری و پای گذاشتن بر روی واقعیتها و اشتباه است و نه تنها دردی را دوا نمیکند که میتواند مقدمهی باشد برای اشتباهای دیگر؛ هرچند نقش عوامل درگیر در این حادثه، نمیتواند یکسان باشد و مسئولیت حکومت در این مورد سنگین است. با این همه، باید تمام عوامل اعم از حکومتی و غیر حکومتی به میزان مسئولیتشان شناسای شود و به پنجه قانون سپرده شود، تا درسی باشد برای مسئولیت ناپذیریها و تقصیرورزیها در آینده.
بدون تردید مبارزه با بیعدالتیگسترده و تبعیض سیستماتیک یک اصل خدشهناپذیر است و باید ادامه یابد؛ چرا که تبعیض در ابعاد مختلف در این مملکت بیداد میکند؛ اما سپردن این پرچم، به دست عناصر نابخرد، کم دانش و جاه طلب که خواستههای شخصی خود را پشت مطالبات مدنی مردم پنهان میکنند؛ معاملهگری خود را کتمان و با فرافگنی دیگران را معاملهگر میخوانند و در صدد قهرمانسازی خود میباشند، یک خطای سهمگین است. همچنین، احساسات، غوغاسالارها و نفرتپراکنیهای سه تا چهار نفر عاری از منطق را مساوی دانستن با خواستههای مشروع، ریشهکن کردن رنجهای تاریخی و عدالتخواهیهای یک ملت تحت ستم، جفای نابخشودنی و خیانت بزرگ در حق آن ملت صلحطلب و مورد تبعیض است.