افسادگری یا اصلاحگری
در عرصه سیاست و اجتماع، داوریها و ارزشگذارها میبایست بر مبنای قانون، ارزشهای انسانی و آزادیهای پذیرفته شده و با رعایت احترام به حقوق و حیثیت اشخاص باشد. هر نوع سخن و داوری ورای این، فاقد ارزش، منهای منطق نقد و نشانه ضعف بینش و سستی اخلاق است و به نوعی میتواند تجاوز به حقوق دیگران باشد. اعلامیه حقوق بشر نیز در ماده سوم خود آزادی و امنیت شخصی را که میتواند امنیت روحی و جسمی باشد، یک اصل میداند و نیز در ماده دوازدهم مقرر میدارد که احدي درزنده گی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخلههاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد، هرکس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات، مورد حمایت قانون قرار گیرد.
پس لازم است هنگام داوری در مورد دیگران، از خود بپرسیم که این داوری بر اساس کدام معیار است و اصولا من چه چیز را اثبات و چه چیزی را نفی میکنم از کدام ارزشهای انسانی دفاع میکنم و با کدام کجیها، بد اخلاقیها و بیدادگریها مقابله میکنم. اگر غیر از این باشد، ساکت بودن به از سخن گفتن است. در آموزههای اسلامی نیز آمده است؛ آنکه نداند که چه میکند، بدون شک افسادگریاش بیش از اصلاحگریاش خواهد بود.