از فقراندیشه تا فقر معیشت
قشریگری و واپسگرایی در جوامع مسلمانان بیداد میکند. بسیاری از به اصطلاح تئوریپردازان اندیشههای اسلامی و داعیهداران حکومتدینی، عرصه کاوشگری تفکر و اهتمام عمل و کارکرد سیاست را بر مدل مو، بلندی ریش و چگونگی پوشیدن لباس قرار دادهاند؛ اما از فقر، بیکاری و حقوقی ذاتی مردم غفلت کردهاند. در زمان پیامبر و خلفای راشده، هیچگاه بلندی ریش معیاری دینداری به حساب نیامد. کسی بخاطر مو و طرز پوشیدن لباس مورد توهین، تحقیر و شماتت قرار نگرفت.
امام علی با کولهباری از غذا، شبانگاهان با غم و اندوه به خانه مستمدان میرفت و غذا توزیع میکرد و در عرصه اندیشه میگفت «بیم آن میرود که فقر به کفر منجر شود». وی اهتمام میورزید که کسی در سایه قلمرو حکومت او گرسنه سر به بالین ننهد و به حقوق یک یهودی هم تجاوز نشود. او یا ماموری از مامورانش هیچ موقع قیچی و ابزاری اندازهگیری به دست نگرفت تا مدل موی سری کسی را قیچی بزند و یا بلندی ریشش را اندازه گیرد یا بگوید که این مدل مو، کمی ریش یا گشادی و تنگی لباس است که به کفر منجر میشود و نه فقر؛ چرا که ظاهر افراد ربطی به دولتمردان ندارد، جزو حقوق فردی آنان است و توسط عرف، اخلاقیات و هنجارهای جامعه تعیین میشود. کارکرد اصلی حکومت تأمین امنیت، رفاه و آسایش شهروندان است نه یورش به حقوق آنان.
بنابراین غلفت از رفاه و آسایش مردم و در عوض تجاوز به حقوق شخصی آنان به بهانه دفاع از دینداری؛ اوج ابتذال، قشریگری و طالبانگرایی در جوامع مسلمان است که از فقر اندیشه در ساحه دینداری و سیاستورزی سرچشمه میگیرد.