دست برداشتن از تفکر طالبانی
نماز و روزه و دیگر عبادات، تکلیف شخصی است. رابطهی است کاملا ویژه و خاص بین شخص و آفریدگار او. رئیس جمهور و رئیس دولت یا هر مقام دیگری، نیز از این قاعده مستثنا نیست، بنابراین، او، الگوی عبادت و نیایش مردم نیست و مکلفیتی هم در این باره ندارد. او، وظایفی دارد که در قانون مشخص است که اهم آن، حفاظت از قانون اساسی و اجرای آن و اهتمام به منافع ملی است، نه خوب نماز خواندن و نیکو روزه گرفتن و مردم را به این امور واداشتن. اگر غیر از این باشد، باید تفکر طالبان را ستود و برای ورود قهرمانانهای آنان، فرش قرمز پهن کرد که به اجرای شریعت بپردازند و به بهانه حفاظت از دین خدا، با مردم بسان بردگان رفتار نمایند. بیتردید، سرک کشیدن به نحوه نیایشها و مسخره کردن عبادتهای دولتمردان یا هرکس دیگر، تفکر طالبی و داعشی است و مصداق بارز تجاوز به حریم شخصی مردم.
یک دولتمردی که نماز سروپا شکسته بخواند؛ اما معتقد به حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد، هزار بار بهتر از خلیفه خونخوار مسلمین، البغدادی نمازخوان و امیر المؤمنین خونآشام، ملاعمر روزه دار است. رئیس جمهور و مقامهای دولتی را میتوان در رابطه با وجود تبعیض در ادارات و در نحوه مبارزه با فساد و امثال آن، مورد نقد قرار داد که حق همگانی است، نه مسائل عبادی که حق شخصی اوست. پس باید متمدن بود و از تفکر طالبانی دست برداشت.