کشور، با چالش‌های بزرگ و متنوع دست‌وپنجه نرم‌ می‌کند. پیکار با شورشیان خردوکوچک ادامه دارد. برخی از کشورهای دورونزدیک، درحال ساخت و باز تولید ورژنی از طالبان‌اند که می‌بایست منافع آن‌ها را تامین نمایند. کشور همسایه پاکستان، هروز بحران می‌آفریند. در مواردی، مناطق هم‌مرز را گلوله‌باران می‌نماید و جان هموطنان بی‌گناه و بی‌پناه را می‌گیرد. در چنین شرایطی سیاست‌ورزی و تدبیر حکومت‌داری، اقتضا دارد که باید به انسجام ملی و استحکام درونی پرداخت و از تمام ظرفیت‌های داخلی بهره جست؛ اما حکومت برای مقابله با این چالش‌ها و تهدیدها، نه تنها هیچ برنامه‌ای ندارد که همواره دچار چالش‌ها، نزاعها و واگرایی‌های درونی می‌باشد. یک روز رییس‌جمهور با رییس اجراییه به مصاف هم می‌روند، روز دیگر رییس‌جمهور با معاون اولش وارد آوردگاه می‌شودند، در مقطعی دیگر، قوه مجریه وظایف و اعمال صلاحیت قانونی قوه مقننه را به باد تمسخر می‌گیرد و نتایج آن را نمی‌پذیرد. معلوم نیست، سرانجام این تنش‌آفرینی‌ها به کجا ختم می‌شود و پشت پرده، چه برنامه‌ها و طرح‌های وجود دارد؛ ولی هرچه باشد، به صورت قطع از قرائن می‌توان استنباط کرد که به سود ملت و همگرایی ملی نخواهد بود.
دراین برهه حساس، تمام مقامات ارشد، به تناسب مقام و جایگاه خود، با معیار قانون، دارای مسئولیت سنگین هستند که اگر به آن توجه نکنند به دلیل لطمه زدن به منافع ملی در پیشگاه ملت و در دادگاه تاریخ محکوم‌اند؛ ولی در این میان، مسئولیت رییس‌جمهور خطیر و سنگین است. این وظیفه رییس‌جمهور است، که به عنوان شخص اول مملکت، رییس دولت و رهبر حکومت و همچنین هماهنگ کننده قوا، با بسط، تقویت و نهادینه کردن تفکر ملی و طرد هرگونه القاهای قومدارانه، فیتیله تنش‌ها را پایین بکشد. مصلحت‌ها را در نظر بگیرد. برای غلبه بر چالش‌ها، با تمام شریکان قدرت خود، برنامه ملی بریزند. گرایش‌های واگرا و جستجوگر نزاع‌ها درونی را به روحیه همدلی و بستر همگرایی تبدیل نماید. تا دیر نشده گامی به جلو بردارد و منافع ملی را در صدر اولویت‌های خود قرار دهد.