ما؛ ملامتیم
فرقی نمیکند که مادر بمبها باشد یا دختر بمبها، مهم این است که باید از دریچه دوربین منافع افغانستان به آن نگریسته شود و حقوق بنیادین اتباع افغانستان و احترام به حاکمیت ملی افغانستان به عنوان نقطه کانونی مورد توجه قرار گیرد. اگر استفاده از بمبها، در راستای منافع افغانستان باشد، با دولت افغانستان، همگاهنگی صورت گیرد و غیر نظامیان از آسیبهای مستقیم و غیر مستقیم آن مصئون باشند، استفاده از جنگافزارهای متعارف با رعایت اصول حقوق بشر دوستانه، برای مبارزه علیه دشمنان افغانستان ضروری است. اگر استفاده از این بمبها، در راستای منافع افغانستان نباشد، خشونتهای فزاینده و بیجهت، چه خشونتهای فیزیکی- نه فزیکی- و چه روانی به مردم افغانستا وارد کند، اصول قاعدهمندی جنگ در نظر گرفته نشود و صرفاً نشان دادن چنگ و دندان به رقیبان سیاسی و تسلیحاتی باشد، روشن است، که از نظر موازین حقوق بین المللی، پذیرفتنی نیست؛ ولی در حقیقت مردم و سیاستمدران افغانستان، نباید آه و فغان بر آورند و کسی را ملامت کند.
این مردم باید، بیندیشند و فکر کنند که چرا، به چنین سرنوشتی گرفتار گردیدهاند که این جغرافیا، همواره باید بستری برای آزمایش سلاحهای قدرتهای شرقی و غربی باشد و دروازه ورود به بهشت، برای اسلام گرایان افراطی؛ از این بستر، دسته اول به منافع مادی خود برسد و جبهه دوم به آرزوهای اخروی. این نیست مگر بخاطر نگرش، بینش و کنش خود افغانها. تا نگاه ما به زندگی از جمله سیاست، حکومت، اجتماع، دین و عقیده، مبتنی بر آگاهی نباشد، تا جهالت و جزم اندیشی در این جامعه حاکم باشد، تا با خرد، با هر عنوانی در ستیزیم، با آگاهی در جنگیم، قدمی در جهت دانایی بر نمیداریم و چیزی از منافع ملی نمیدانیم، ما مستحق تحقیر و بیچارگی هستیم؛ ما را ناآگاهی به این روز انداخته است، بیجهت کسی را ملامت نکنیم.
این از ناآگاهی ماست که برخی مدرنیته را در سیمای روسیه، وارث شوروی سابق میبیند- چنانکه ببرک چنین میگفت- و دسته دیگر امضای انواع پیمان امنیتی و غیر امنیتی را با امریکا نشان اقتدار بر میشمارند، بعضی اسلام را در قرائت ایرانی خلاصه میکنند؛ و دیگرانی، خوانش عربستان از اسلام را یگانه راه رستگاری میخوانند. ما، با بیگانهای میجنگیم؛ لیکن راه را برای ورود بیگانهِ دیگر هموار میسازیم. حاصل این باورها و کارکردها، چیز جز دربدری و حقارت، جنگ و خشونت در این جامعه نیست و نشان میدهد که ما بدست خود بساط بدبختی را پهن میکنیم؛ ما را رهایی از آن نخواهد بود، مگر اینکه بیاموزیم، بیندیشم و آگاه شویم که هرگز بخاطر باروهای دیگران نجنگیم و منافع ملی افغانستان را در صدر همه چیز قرار دهیم، تا در نتیجه همیشه از شر تمام بمبهای مادر، پدر، دختر و خلاصه همهِ بمبها خلاص شویم.