دانش سیاسی در این‌جا، آنقدر نایاب و بی‌بنیه است که احزاب سیاسی نیز از آن بی‌بهره‌اند؛ ولذا اساس فعالیت خود را به کارکرد‌های مذهبی و روضه‌خوانی اختصاص می‌دهند، این امر در یک جامعه مذهبی ممکن است، یک امر مطلوب به نظر آید؛ ولی هرگاه مذاهب متعدد وجود داشته و خوانشها مذهبی قشری گرایانه باشد، حتمال دارد که به صورت ناخواسته و غیر مستقیم به بنیادگرایی مذهبی بینجامد که در این صورت می‌تواند پیامدهای ویرانگری داشته باشد. باید بیاد داشت که امور سیاسی و حکومتی با اندیشه و فهم سیاسی و دانش مدیریتی سامان می‌یابد: بنابراین و قتی نهادهای که ضرورتا می‌بایست بر دانش و عملگرایی سیاسی مبتنی باشند و به تولید و تعامل گفتمان علمی و دموکراتیک در عرصه سیاست اهتمام ورزند؛ اما نه تنها خود از این امور تهی باشند، بلکه به فعالیت‌های بپردازند که در گستره قلمرو و کارکردهای حزب جایگاهی ندارد و با نیازهای اساسی روز جامعه هیچ نسبتی نمی‌تواند داشته باشد، در این صورت گله داشتن از نابسامانی‌های جامعه نابجا و شکوه کردن از حکومت‌ ناروا است. شکایت مخصوص کسانی است که برای وضعیت موجود، متناسب با واقعیت‌های جامعه، بدیل داشته باشند.