دنیای جدید، دگرگونی‌ها و تغییرات شگرفی را به‌وجود آورده است. از تغییرات بنیادین، یکی این است که تقسیم افراد به‌هویت دینی و مذهبی و ارزش‌های آن دیگر کارایی لازم را ندارد و نمی‌تواند مبنای تقسیم‌بندی دقیق باشد؛ چرا که خوانش‌ها از این ارزش‌ها آنقدر متفاوت است که پیدا کردن نسبت مشترک را دشوار می‌نماید. به‌این ترتیب ارزش‌های جدید که ارزش‌های انسانی و حقوق بشری است، به مراتب بهتر می‌تواند مبنای تقسیم‌بندی افراد باشد. بر این مبنا، می‌توان گفت؛ قرابت و اشتراکات یک یهودی و مسلمانی که هردو معتقد به ارزش‌های انسانی، حقوق بشر، عدالت همگانی و صلح جهانی باشند، نسبت به‌هم، به‌مراتب بیشتر از همکیشان آن‌ها است که، معتقد باشند برای خشنودی خدا و حیات دین، همواره باید ترور کرد و کشتار و ویرانگری را در حق بیگناهان می‌بایست به اوج رساند.
می‌توان پرسید چه قرابتی است بین مسلمانی که خداجویی را در عدالت‌ورزی و دینداری را در اخلاق‌مداری می‌داند با مسلمان دیگری که اصولا خداپرستی و دینداری را چیز جز خشونت و خون‌ریزی نمی‌داند؟! براستی، بین آن دسته از مسلمانان با مسلمانان دیگر، که آن‌ها، را در عبادتگاه‌ها، مکان‌های عمومی و شاهراه‌ها، قتل عام می‌کنند، چه نسبتی می‌تواند باشد؟! در نتیجه اگر انسان‌ها را معتقدان به ارزش‌های والای انسانی و بی‌باوران به‌این ‌ارزش‌ها تقسیم‌بندی کنیم جهان خود را بهتر خواهیم شناخت و بهتر می‌توان تصمیم گرفت و مناسبات را تعیین کرد.