دیروز، روز جهانی مبارزه علیه شکنجه بود. خواستم در این باره چیزی بنویسم٬ اما به علت گرفتاری های بی مورد و بامورد زیادی که دارم فرصت نشد. تصمیم بر این شد که دو سطری هر چند به صورت اختصار در باب گرامی داشت این روز بنویسم٬ گور پدر دانشگاه و امتحانش.
 انسان دارای حرمت و کرامتی ذاتی. موضوعی که فطرت آدمی٬ و آموزه های تمام ادیان و مذاهب در آن تردیدی ندارد. چیزی که می باید هموراره احترام و پاس داشته شود٬ و هیچ بهانه ای نباید مجوزی باشد برای درهم شکستن این گوهری پرقیمتی  که در نهادی آمی است.
 چیزی که مایه تاسف است این که در بسیاری از کشور های جهان، این عمل غیر انسانی وسیله ای است برای اقرار و اعترف گیری. در حالی که از نظر حقوقی این گونه اقرار فاقد ارزش است. نمی توان ادعاکرد که اگر اقدامات قهر آمیز نباشد جا معه با هرج و مرج رو برو خواهد شد، و مجرمین حرفه ای جری تر خواهند شد. در جواب باید گفت، با وجود این که محکومین به دسته های گوناگونی تقسیم می گردد. در این میان٬ زندانیان سیاسی، روز نامه نگاران، فعالان حقوق بشر، رهبران مذهبی و... که جرمی جز بیان عقایید شان ندارند٬ این دسته حساب شان جداست که به زندان افگندن شان مخالف حقوق اولیه انسانی است. در عین حال، اقداماتی مانند شکنجه که روح و روان آدمی از آن بیزار است حتی وسیله ی مناسبی برای کنترل حرکت های مجرمانه نیست و ثابت شده است که  چنین شیوه های نتوانسته است آمار جرم و جنایت را کا هش دهد.