بستر جهالت مقدس، در جامعه ما، در مقیاس وسیع، گسترده‌است. در این جامعه میخ‌کوب شده در واپسگرایی، سایه سیاه جهالت مقدس، نوعی هنجار، معنویت‌گرایی و نزدیکی به‌خدا دانسته می‌شود. برخی در این بستر، پیوسته تلاش می‌کنند که مانع پرتوافشانی نور خِرد و عقلانیت شوند و خردورزی و تکیه بر عقلانیت را به‌گونه‌ای، دین‌ستیزی و مخالفت با ارزش‌های معنوی، قلم‌داد کنند؛ ولی خود به‌نام اسلام، ستم‌های غیر قابل وصف روا می‌دارند و به‌ناحق و جنایتکارانه، خون می‌ریزند و اسم آن را جهاد می‌گذارند و نتیجه آن را رستگاری می‌دانند.
براستی، کشتن مسافران بیگناه در شاهراه‌ها و منفجر کردن مکان‌ها و اموال عموی، تنها در قاموس جهالت مقدس جهاد خوانده می‌شود و رضایت خدا را به‌همراه دارد، در هیچ مکتب انسانی و الهی دیگر، چنین اعمال جنایتکارانه توجیهی ندارد.
جهالت مقدس، ذهن‌های را تخدیر می‌کند و پندارها را چنان تغییر می‌دهد که قدرت هرنوع تامل و تفکر را از گرفتار شدگان در دام خود، سلب می‌کند؛ در غیر این صورت، آشکار است، آنانی که در دام جهالت مقدس گرفتارآمده‌اند و ادعا دارند که برای خدا جهاد می‌کنند و از خدا فرمان می‌برند، به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم از کشورهای نان گدایی می‌کنند که آنان را دشمنان خدا می‌خوانند.