گدایی میکنیم تا پادشاهی کنند
در هفده سال گذشته، سیاستهای ناکارآمد و بیکفایتی مطلق در افغانستان حاکم بودهاست. سیاستهای که همواره از روزمرگی رنج برده و در آنها از برنامه و ابتکار عمل خبری نبوده و بهجای سامان دادن اوضاع آن را نابسامانتر کرده است. بهاین خاطر، فرصتها، یکی پس از دیگری سوختهاست. وضع امنیتی و معیشتی بدتر شده است. در نتیجه، مردم افغانستان، در داخل تاوان سنگینی پرداخته و در خارج، نزد افکار جهانیان بیآبرو و تحقیر شدهاند. محصول این بیکفایتی و ناکارآمدی، بیاعتمادی، واگرایی، قومسالاری، قانونگریزی، فساد، فقدان شفافیت، فقر، نابرابری و ناامیدی در جامعه است.
هزینه کردن کمکهای خارجی نمونهخوبی است برای به تصویر کشیدن این بیکفایتی و سیاستهای ناکارآمد. هرچند که خارجیها نیز در این نابسامانی تا حدودی شریک بودهاند؛ ولی این مورد نمیتواند، اعمال سیاستهای آشفته ما را توجیه کند.
دولتمردان افغانستان دستشان همیشه برای جذب کمک و اعانه دراز است. آنان، کمکهای بامقدار و بیمقدار جامعه جهانی را به نام افغانستان دریافت میکنند؛ ولی بهجای که این کمکها را برای سروسامان دادن اوضاع نابسامان مملکت هزینه کنند، بخش قابل توجه آن را حیفومیل میکنند و در اختیار باندها و دارودستهایخاص قرار میدهند.
خفت و شرمساری از این بالاتر نمیشود که افغانستان با نهایت تحقیر هزار دلار از کشوری مثل مقدونیه دریافت کند؛ اما تنها یک میلیارد دلار در کابل بانک تاراج شود، یا وزیر معارف پیشین، میلیونها دلار را به نام مکتبهای خیالی و معلمین خیالی بهجیب زند؛ ولی صدای احدی هم درنیاید.
ذلت و تباهی و درعینحال فساد و لجامگسیختگی از این بالاتر قابلتصور نیست که افغانستان در اجلاس سالانه ناتو مبلغ ناچیزی هزار دلار را قبول کند؛ اما حکومت تنها ماهانه، مبلغ 22 میلیون افغانی؛ یعنی معادل 310 هزار دلار، با حاتمبخشی در اختیار یک جنگسالار قرار دهد تا او پادشاهی کند. جنگسالاری که در کارنامه خود چیزی جز ویرانگری و تباهی ندارد. میتوان پرسید که پرداخت این پول هنگفت با این وضع اسفبار مردم، به خاطر چیست؟ آیا پاداش کشتار و ویرانگری او است. آیا حق و انصاف ایجاب میکند که میلیونها افغانستانی در ماه، پنج هزار افغانی درآمد نداشته باشند و حتا شبها نتوانند، برای خود نان خشک تهیه کنند؛ اما فقط یک نفر، در ماه 22 میلیون افغانی از پول مردم را بدون حسابوکتاب بهجیب زند؟ آیا این ارزشهای بهاصطلاح جهاد است که معدود افرادی، مثل زالو خون مردم را بمکند و مردم بارنگ زرد، شاهد مرگ تدریجی خود باشند؟
این صلح نیست، خیالپردازی در مورد صلح است که نان هزاران نفر گرفته شود و آنان گرسنه بخوابند، اما معدودی افرادی، بهخاطر مناسبات قومی دلار آروغ بزنند. این اگر منتهای فساد ویژهخواری، تبعیض و قانونگریزی نیست پس چیست؟
صلح از معبر برابری، عدالت و حقوق بشر میگذرد، به همان اندازه که نا بربری گسترش مییابند، ویژهخواری و قانونگریزی اوج میگیرد، چشمانداز صلح نیز تیروتار و دستنیافتنی میشود. این بیکفایتی و غارتگری پایانی نخواهد داشت، ما هرروز از صلح واقعی دورتر و بهصلح پوشالی نزدیکتر خواهیم شد، همچنان به نام ملت گدایی خواهد شد و با پول گدایی فقط معدود افراد پادشاهی خواهند کرد، مگر اینکه مردم از خوابگران برخیزند و گلوی افراد بیکفایت و غارتگر را محکم بفشارند و بهاین آشفتگی پایان دهند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۷ ساعت 13:10 توسط سید جواد سجادی
|