وقتی ندارم که و بلاکم را به روز کنم. فرصتی که نصیب می شود٬ تا چیزی بنوسم٬ آن قدر محدود است که باز فرصت آن را نمی یابم٬ تا باز خوانی و باز بینیش کنم. همین طوری پیست می کنم، بعد می بینم که یک عالم غلط و غلوط دارد. با این وجود چند هفته گذشته، همین فرصت اندک نیز به دست نیامد، تا چیز بنوسم هرچند ویراش نشده و یک بار نوشتن همین جوری رد شدن، امتحان٬ پایان نامه  و کارهای عصاب خوردکن دیگه... بگذریم که تا عمر باقی است همین گرفتاری است.  مطالب که می خواستم در موردش چیزی بنوسم، این­ها بوده است:  توقف محموله­های سوخت از سوی ایران، به تاخیر انداختن افتتاح ولسی جرگه از سوی رئیس جمهور و حمله­ی اسیدی به رزاق ما مون.

 در موردتوقف محموله­های سوخت: از مشکلات افغانستان، یکی محصور بودن آن در خشکی است، این کشور واردات و  صادرات خود را باید از طریق کشور های همسایه صورت دهد که حربه­ی خوبی است، برای امتیاز گیری آنها. در مورد توقف محموله­های سوخت؛  اقدام ایران جدای از حساب و کتاب پشت پرده،  چندان مناسب نبود. پیامد های آن برای ایران زیان بار است، زیرا جلوگیری از حمل سوخت در هوای سرد زمستان، از سوی ایران که خود را کشور دوست و برادر می خواند، برای مردم افغانستان غیر قابل پذیرش است و ذهنیت آنها را در مورد ایران مخدوش می کند. از سوی دیگر کفه ترازو  را به نفع پا کستان که در این موارد رقیب ایران است، سنگین تر می کند و این  سنگینی کفه ترازو، موارد متعددی را شامل می شود. تظاهرات مقابل سفارت ایران٬ در کابل غیر قابل قبول بود٬ چون با اقدامات زشت و توهین آمیز همراه بود٬ از طرف دیگر روز جمعه٬ یکم دلو( بهمن) در تهران و مشهد٬ تظاهراتی در محکومیت آن تظاهرات بر گزار شد که بسیار مضحک بود.

 در مورد تاخیر افتتاح ولسی جرگه: در مجموع، قدامات جناب آقای رئیس جمهور، در قبال انتخابات ولسی جرگه، اعم از مناقشه در مورد نتیجه آن، تشکیل دادگاه اختصاصی و به تا خیر انداختن دو باره افتتاح و لسی جرگه؛ توجهی قانونی و حقوقی ندارد.  چنین اقداماتی را باید بازی با سرنوشت مردم و به بازی گرفتن قانون دانست. البته باید یاد آور شده که بر گزاری انتخابات خالی از اشکال نبود و اما اگر های زیادی داشت که بیش تر ناشی از خلاء قانونی بود. این مورد باید کوشش شود در فرصت مناسب برطرف شود با اقدامات غیر قانونی که آثار خلاء قانونی بر طرف نمی شود. عقلانی نخواهد بود که مسئله انتخابات بیش ازاین به درازا بگشد.

 در مورد حمله به رزاق ما مون: رزاق مامون روزنامه نگاریست با دید گاه های عیجب و غریب و گاه متضاد. شاید بسیاری از دیدگاه­های او برای آدم های دقیق و زیرک مضحک باشد. ولی ارزش های آزادی بیان در همین است که هر کس، هر آنچه که فکر می کند و به آن باور دارد، بیان کند و هیچ کس حق ندارد٬ متعرض او گردد و لو این­که آن را مضحک یا خطرناک بداند. بنابراین حمله به رزاق مامون نه به شخصیت مهم است و نه  به یک فکر عمیق و بنیادین، بلکه حمله به یک ارزش ذاتی است که عبارت باشد از«آزادی بیان» و به این ترتبیت حمله کنندگان به صورت قطع، آدم های متعصب، خشونت طلب و بیگانه با فرهنگ و تمدن هستند و اعمال شان شرم آور بوده و پذیرفتنی نیست. باید با عقاییدی که در پی حذف فزیکی آزادی اندیشه و بیان است، مبارزه کرد .