ناجوانمردانه
هفته قبل، طالبان، جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان را در منطقه سیا گرد ازتوابع ولایت پروان، دستگیر و سپس به صورت ناجوانمردانه و به بدترین شکل کشتند. کشته شدن و کشتن به این شکل در کشور ما، تبدیل به امر معمول شده است. در حالی که حق حیات از حقوق اساسی، ذاتی و بنیادین انسان است. هیچ کس با هیچ مجوزی حق ندارد این حق را از انسان سلب کند. در ماده سه اعلامیه حقوق بشر آمده است «هر كس حق دارد از زندگی و آزادی و امنیت شخصی خویش برخوردار باشد.» میشود گفت این حرفها برای آدم روشنفکری یا کمی متمدن به درد میخورد. هیچ نسبتی بین این منطق و منطق طالبانی نیست. طالبان و گروههای همفکر، اعلامیه حقوق بشر و امثال آن را دست پرورده غرب میدانند میگوید آموزههای اسلامی در این باب پیش تاز است. غربیان باید از اسلام یاد بگیرد. بنا بر این مواد نه چندان زیاد ولی گرانسنگ اعلامیه جهانی حقوق بشر را کنار میگذاریم و میرویم سراغ قرآن. در این کتاب آسمانی آمده است: ولا تقتل انفس التي حرم الله الا بالحق[1] نکشید نفسي را که خدا وند محترم شمرده است مگر به حق. در جای دیگر میگوید «اگر کسی یک نفر را به غیر از قصاص و یا فساد دیگر بکشند گویا همهای انسان هار کشتهاند». بنا بر این کشتن انسان در قرآن ممنوع است مگر به حکم حق یا به موجبات که خود قرآن حکمش را بیان کرده است. این که حق چیست جای سخن بسیار است. عجالتا از طالبان باید پرسید که شما که از همه خود را مسلمان تر می دانید٬ با کدام حکم حق، و به کدام موجب منصوصه در قرآن به بدترین شکل ممکن جان انسانها را میگیرید؟ در کدام دادگاه حق و عدالت و به کدام سنت پیامبر چنین افرادی محکوم به مرگ میشوند؟! مسلماً جواب منفی است و آنان در برابر دستور صریح قرآن پاسخی ندارند٬ علاوه بر آن، عمل راهزنی و قطاع الطریقی که روش معمول و ناجوانمردانه طالبان است٬ حکمش در اسلام محاربه با خدا است. پس میتوان نتیجه گرفت که چنین انسانهای نسبت به احکام قرآن، کافرتر از کافرند و فسادشان از همه بیشتر٬ بنابراین به موجب حکم قرآن٬ این تنها طالبان و آدم های مانند آن ها هستند که مستوجب مرگ اند.
[1] بني اسرائيل/33