ببرک کارمل در یکی از سخنرانی‌های خود گفته بود: «انسان مدرن انسانی است که به روابط عمیق افغانستان و شوروی ایمان داشته باشد». تعریف رئیس جمهور اسبق افغانستان از مدرنیته و مدرنیسم این بود. با دریافت این سخن، انسان، اعم از مدرن و سنتی به خنده می‌افتد و به خشک مغزی آقای کار مل پی می‌برد. پس از ربع قرن بعد از او که تحولاتی به شماری بر افغانستان رفته است و انتظار می‌رود که سیاستمداران افغانستان به پختگی لازم رسیده باشند؛ اینک جناب رئیس جمهور محترم با ادبیات سخن می‌گوید که نه تنها باعث خنده نمی‌شود بلکه انسان را در فضایی یاس نا امیدی و رنج جانکاه قرار می‌دهد. «او می‌گوید در صورت حمله امریکا به پاکستان، افغانستان در کنار پاکستان قرار می‌گیرد». با مطالعه این سخنان چه می‌توان گفت!؟ جزء این که به حال مردم افغانستان، باید افسوس خورد. به بدبختی‌ها و مصائب آن‌ها گریست و گفت؛ وای به روزتان با چنین زمامدارانی. باید خاطر نشان کرد که ریشه اصلی این بدبختی‌های در حاشیه بودن مردم افغانستان بوده است. تحولات جهان عرب می‌تواند الگوی خوبی برای افغان‌ها باشد که از حاشیه به متن بیایند.