پلید‌ترین دشمنان خدا

خداوند در قرآن می‌فرماید: آیا ما زمین را مهد آسایس قرار ندادیم( نبأ/6) بنابراین می‌توان گفت، اساس اسلام و بنیان دین خداوند بر صلح و آسایش است. هرکس به بهانه راه خدا، دین خدا و قانون خدا دست به اسلحه می‌برد، جنگ می‌کند و باعث سلب آسایش مردم می‌گردد، در حقیقت دشمن خدا است و با خدا می‌جنگد.
می‌دانیم که در اسلام جهاد است؛ اما این جهاد دفاعی است نه ابتدایی و این موضوع را روح قرآن و آیات متعدد قرآن بیان می‌کند. از جمله اینکه عدالت در اسلام یک اصل بنیادین است. عدالت؛ یعنی هر چیز به جای خود که در دل آن آسایش و آرامش نهفته است. دیگر اینکه اگر جهاد ابتدایی بود، دین نیز اجباری و تحمیلی بود و خداوند می‌گفت جهاد کنید و به جبر و با توسل به قوه‌قهریه، در پی تحمیل و گسترش دین خدا باشید. در حالیکه گفته است: «در دین اکراه نیست، راه از بی‌راهه مشخص شده است» بگذارید مردم انتخاب‌گر باشند. در نتیجه جنگ‌جویانی که خود را مجاهد می‌خوانند و برهم زننده صلح و آسایش هستند، از پلید‌ترین دشمنان خدا محسوب می‌شوند.

ستون پنجم

آقای استاد سیاف، در مراسم سالگرد کشته شدن برهان‌الدین ربانی، به حضور ستون پنجم دشمن در کابل اشاره کرد و به نحوی ضمنی، حکومت پیشین و حکومت فعلی را متهم به حمایت و پرورش نیروهای ستون پنجم کرد. او گفت افرادی هستند که از حکومت، ماهانه حقوق گزاف دریافت می‌کنند؛ اما برای طالبان و دشمنان افغانستان کار می‌کنند. ایشان خاطر نشان کرد که بسیاری از حملات دهشت‌افگنانه از درون کابل برنامه‌ریزی و اجرا می‌شود. جالب این‌جا بود که آقای کرزی نیز برای این سخنان کف می‌زد.
ایده‌ی مطرح کردن ستون پنجم دشمن، در کابل و در درون حکومت، اولین بار نیست و آقای سیاف نیز تنها کسی نیست که به آن اشاره می‌کند. نشان‌های فراوانی نیز در این باره وجود دارد. از جلمه رهاکردن نیروهای مسلح در میدان‌های نبرد؛ و عدم تأمین نیاز آن‌ها در برابر دهشت‌افگنان؛ و همین‌طور فرار‌های بزرگ و دستجمعی گاه‌وبیگاه نیروهای طالبان از زندان. بنابراین، حکومت باید برای روشن شدن اذهان عمومی شفاف‌سازی نماید و در غیر این صورت در نزد مردم متهم به همکاری با دشمن است و در پیشگاه تاریخ، محکوم به‌باد دادن آرزوها و نتیجه اثیارگری‌ها و جان‌فشانی‌های یک ملت خواهد بود

همه‌چیز به‌پای بت‌ها

در جامعه ما؛ به دلیل فقر همه‌جانبه و مهم‌تر از همه، فقر فکری، برخی در پی ‌بت‌سازی هستند و برخی دیگر در پی برانداختن بت‌ها. این بت‌ها می‌تواند قبیله، رهبر قبیله، یک واقعه یا یک بنیش متوهمانه باشد. این گونه است که اندیشه و انرژی، بجای اینکه صرف آبادانی جامعه و نهادینه کردن حقوق انسان گردد؛ یکجا چه به‌صورت اثباتی و چه به‌صورت سلبی معطوف به بت‌های ذهنی و خیالی می‌گردد؛ و حاصل آن چیزی نیست جز باز تولید فقر گسترده در تمام ساحات زندگی. رمزِ گذار بسوی یک جامعه آباد، حق‌مدار و عدالت‌محور گذر از این بت‌های خیالی است.‌

بجای کفار صلح‌جو، مسلمانان شرور نابود باد

از نیایش‌های معمول برخی از مسلمانان، یکی این است که «خدایا کفار را نابود بفرما.» به نظر می‌رسد که اینک زمانش فرا رسیده است که از ستیزه‌جویی منهای مبنای عقلانی و دینی دست برداریم چرا که اسلام دین تصالح و تسامح است؛ و کراهت در دین‌داری را نمی‌پذیرد چه رسد به اینکه خواهان نابودی به خاطر دین‌داری باشد، بنابراین مبنای هر نوع دعا و آرزوی نیکی باید عدالت‌خواهی و صلح‌طلبی باشد و اساس هرنوع نفرین و بدخواهی ضدیت با عدالت و ستیز با صلح قرارگیرد. در نتیجه چنین دعاکنیم که خدا، بجای کفار، گروه‌های شرور، خون‌ریز و دشمنان صلح را نابود کند که مسلمانان افراطی، تکفیری، پیکارجو‌ و ستمکار در زمان ما، در رأس آن‌ها هستند.

یک درصدر الگوبرداری از سنگاپور

 سنگاپور در بسیاری زمینه‌ها و استاندارد‌های زندگی جهش‌های قابل ملاحظه‌ و بی‌نظیری داشته است که پرداختن به همه‌ای آن‌ها حتاب به صورت فهرست‌وار نیز در این‌جا امکان پذیر نیست.

در آمد سرانه سنگاپور در حال حاضر ۵۵٫۱۸۲ دلار است. در سال 1965 در آمد سرانه این کشور 512 دلار بود. این نشانه می‌دهد که سنگاپور، پس از آن بطور متوسط، سالانه مبلغ درآمد سرانه خود را به رقم 1093/4 درلار افزایش‌ داده است و اینک در زمره کشورهای ثروتمند و پیشرفته درآمد است.
سنگاپور در نظافت و پاکی تقریباً در جهان بی‌نظیر است. در این کشور اگر کسی سرویس بهداشتی/ تشناب رفته و سیفون را نکشد، در حدود 200 دلار سنگاپور جریمه می‌شود. اگر کسی آب‌دهانش را در مکان‌های عمومی به زمین بریزد نیز در حدود 100 تا 200 دلار جریمه می‌شود. چند سال پیش یکبار یک امریکایی را جریمه کرده بود، یادم نیست که یا به خاطر همین آب‌دهان انداختن بود یا نقشای کردن روی دیوار‌ها.
در سنگاپور آدمس/ ساجیق در داروخانه‌ها فروخته می‌شود و مشخصات خریدار ثبت می‌شود که اگر پس از مصرف در معابر عمومی انداخته‌ شود، قابلیت پیگری و جریمه‌کردن فرد خاطی وجود داشته باشد.
بنابراین اگر بخواهیم فقط یک درصد از سنگاپوری‌ها الگوبرداری کنیم، می‌توانیم در زمینه‌های بسیاری پیش‌رفت چشم‌گیر داشته باشیم و زندگی‌ متمدانه‌ای را به وجود آوریم.
راستی چه می‌شود که تلویزیون‌های ما به جای نشان دادن این همه رقص، کمی هم آداب شهرنشینی و نظافت فردی را آموزش دهد؟!