آموزههای پیامبر و فرقه گرایی مسلمانان
فردا سالروز عروج مشعلدار روشنایی است. رحلت حضرت محمد(ص) ، محمدی که در اوج جهالت و نادانی زمین و زمان، مشعل فروزندی را بر بلندای تاریخ برافروخت، تا روشنی بخشِ مسیر درست انسانیت باشد، تا انسان سرگشته از بد اخلاقی را اخلاقی زیستن بیاموزد. این بود که فرمود من بر انگیخت شدم تا مکارم اخلاق را به نهایت اکمال برسانم. او بود که مهمترین دستاوردش را بر مردم عرضه کرد؛ اما بیان داشت که در پذیرش آن هیچ اکراهی نیست. او بود که نه به انسان سفید، نه سیاه، نه عرب و نه عجب، بلکه به انسان از جهت که انسان است، کرامت بخشید و احترام خون انسانی را معادل همهای خونهای عالم دانست. او بود که خطاب انسان رنجور از ستم گفت: نه من که من و تمام همکارانم، برای بر پای عدالت فرستاده شدیم.
اما اینک چه؟! با اندوه باید گفت، دغدغه بسیاری از مسلمان نه عدالت، نه اخلاق، نه تسامح نه حرمت انسانی است، بلکه تمام توجه آنا معطوف به فرقه گرایی است. اینکه چگونه در برابر حریف کم نیاورند. به راستی که هیچ خطری برای آموزههای الهی و انسانی پیامبر بلا تر از افراط و تفریط مسلمانان نیست. این دستهاند که به بیراهه رفتهاند اما فکر میکنند که دیگران چنیناند. مسلمانانی که زبان به تکفیر یک دیگر گشودند. کمر به قتل همدیگر بستند. مسلمانانی که همدیگر را نجس میدانند و به خاک و خون کشیدن یک دیگر را جهاد در راه خدا! به راستی قتل مسلمان چه جهاد است! چه نسبتی با جهاد پیامبر دارد؟! پیامبری که پیام آوری رحمت بود و با پیروان ادیان دیگر، پیمان دوستی میبست و آنها در اجرای مراسم و مناسک خود آزاد میگذاشت؛ اما مسلمانان افراطی، به جای رحمت، تنها به خشونت می اندیشند، به قصابی مسلمان دیگر فکر میکنند. این مسلمان است که چهره اسلام را مخدوش جلوه میدهند. آموزههای اسلامی را آموزههای دهشت و وحشت معرفی میکنند. تنها راهی که برای پایان دادن به این وضع اسفناک وجود دارد، بازگشت به قران و سنتهای اصیل پیامبر، با بهره گیری از خرد است.